the sad story of finding my lost curiosities over the years

محصولِ ۱۳۸۶ دی ۲۷, پنجشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

مزرعه‌ی خیار

الان یکی دو سالی می‌شه که ما هیچ خیاری نخوردیم. تو ده ما بیش‌تر کشاورزها خیار می‌کاشتن. اما هم‌این دو سال پیش بود که علی‌آبادی‌ها خیارها رُ جمع کردند و جاش توتون کاشتن. تا این‌جای کار مشکلی نبود. اما مزرعه‌ی علی‌آبادی‌ها بالا دست بود و آبی هم که به مزارع خیار می‌رسید اول از همه از اون‌جا رد می‌شد. کسایی هم که یک‌کم حلال حروم حالی‌شون بود می‌دونستن خیاری که با آب مزرعه‌ی توتون آبیاری شده باشه خوردن نداره. الان یکی دو ساله که همه‌ی بالادستی‌ها و پایین‌دستیا توتون می‌کارن. هم درآمدش بیش‌تره، هم دیگه مشکل خیار رُ نداره. اما خب مزه‌ی خیار یادمون رفته دیگه، این‌اش خیلی بده. یه چیز بد دیگه‌ای هم که داره اینه که آدم دودی توی ده خیلی زیاد شده. می‌گن علی‌آبادی‌ها می‌خوان برن تو کار کوفتی. فقط هنوز هیچ‌کس نمی‌دونه که توتونی که با آب کوفتی آبیاری شده باشه کشیدن داره یا نه. اگر کشیدن نداشته باشه فک کنم دیگه همه‌مون باید بریم تو کار کوفتی، همه‌مون! اگر این‌جوری بخواد پیش بره شاید کشاورزی رُ رها کنم و... بعدش دیگه نمی‌دونم چی بشه.

۱ نظر:

تازگی‌ها بازدید این وبلاگ خیلی زیاد شده و من فکر می‌کنم به خاطر افزایش بیش از اندازه‌ی تعداد روبات‌هایی باشه که برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی در حال گشت‌زنی و پرسه در فضای اینترنت‌اند. برای این‌که درستی نظریه‌ی خودم رو بررسی کنیم خواهشی از شما داشتم. اگر آدم هستید برای این پست نظر بگذارید؛ وگرنه به پرسه‌زنی خود ادامه دهید. از توجه شما سپاسگزارم!

مطلب ویژه

فالون دافا

«فالون دافا»، به «فالون گونگ» نیز معروف است. روشی معنوی است که بخشی از زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان شده است. ریشه در مدرسه بودا دارد. ا...

counter.dev

ناآرام

ناآرام

خوراک

آمار

نوشته‌های بیش‌تر دیده شده

گذشتگان

پیوندها

جستجوی این وبلاگ

Powered By Blogger

Google Reader

Add to Google
با پشتیبانی Blogger.