** زبان امروز **
ترجمه چند فعل فارسی به انگلیسی
زور زدن = push
پافشاری کردن = push
فشار دادن = push
هل دادن = push
ای بابا، همهاش که شد پوش!
the sad story of finding my lost curiosities over the years
ترجمه چند فعل فارسی به انگلیسی
زور زدن = push
پافشاری کردن = push
فشار دادن = push
هل دادن = push
ای بابا، همهاش که شد پوش!
برای مغرور دو تا کلمه وجود داره.
اولین کلمه proud است و معنی مثبت داره؛ یعنی کسی که سرشار از غروره و اشک در چشمهاش حلقه زده!
اما برای اینکه بگیم فلان شخص آدمه مغروریه، باید از کلمه arrogant استفاده کنیم. مثلا وقتی بخواهیم بگیم امباپه آدم مغروریه. یا مثلا گریزمان آدم مغروریه.
خیلی وقت بود زبان امروز ننوشته بودم، راستیاتش خیلی دل و دماغ این کار رو ندارم. زبان انگلیسی از دایرهی علایقم خارج شده.
اما چیز جدیدی یاد گرفتهام که اون رو با شما در میون میگذارم.
حتمن همهی شما تلفظ کلمهی page رو بلدید. خیلی راحته: پیج
اما تلفظ کلمهی pagination یا صفحهگذاری کمی متفاوته.
من قبلا فکر میکردم باید اون رو پیجینیشن (peiji.neishen) تلفظ کنم
اما حالا فهمیدهام که تلفظ درستش پَجینیشن (paji.neishen) است. paji بر وزنِ حَجی. حَجی که از مکه میآد ریش داره!
خیلی هم دور از انتظار نیست. مشابه این تغییر تلفظ رو میشه در کلمات image و imagination دید.
اولی imej تلفظ میشه و دومی imaji.neishen
آسمانِ زبانِ امروز پرستاره باد!
در زبان فرانسوی
La vache یعنی گاو (ل وش)
qui یعنی کسی که (کی)
rit یعنی میخندد (قی)
لَ وش کی قی = گاوی که میخندد = گاو خندان
«لَ وش کی قی» یک پنیر فرانسوی است
انگلیسی زبانها چون «ق» ندارند میگویند
«لَ وش کی ری» یا بهطور خلاصه «کی ری»
فارسیزبانها چون «ر» ندارند میگویند
«لَ وش کی بی» یا بهطور خلاصه «کی بی»
ریشهی پنیر «کیبی» در ایران هم از همینجاست.
وقتی یه نفر یه چیزی میگه و شما خوب نمیشنوید و میخواهید ازش بخواهید که حرفاش رو تکرار کنه میتونید یکی از این سه تا رو بهش بگید:
طرزِ شمردنِ فرانسویها خیلی عجیبه. ببینید:
ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پانزده، شانزده، ده هفت، ده هشت، ده نه، بیست
شصت، شصت و یک، شصت و دو ... شصت و نه، شصت و ده، شصت و یازده، شصت و دوازه، شصت و سیزده، شصت و چهارده، شصت و پانزد، شصت و شانزده، شصت و ده هفت، شصت و ده هشت، شصت و ده نه، چهار بیست (هشتاد)، چهار بیست یک، چهار بیست دو، چهار بیست سه، چهار بیست چهار... چهار بیست نه، چهار بیست ده (نود)، چهار بیست یازده (نود و یک)، چهار بیست دوازده، چهار بیست سیزده، چهار بیست چهارده، چهار بیست پانزده، چهار بیست شانزده، چهار بیست ده هفت (نود و هفت)، چهار بیست ده هشت، چهار بیست ده نه، صد
عجیب بود نه؟ همهی مردمِ دنیا یک جور فکر نمیکنند. حتمن فرانسویها هم موقعِ یادگرفتنِ یک زبانِ دیگر غیر از زبانِ مادریشان از اینکه میفهمند میشود بهجای چهار بیست ده هشت گفت نود و هشت شگفتزده میشوند.
من با duolingo فرانسوی یاد میگیرم. شما هم اگر به یادگیری زبانهای جدید علاقه دارید به وبسایت duolingo بروید یا برنامهی android آن را روی گوشیتان نصب کنید. استفاده از آن رایگان است.
در طول چند ماهی که من فرانسوی خواندهام فهمیدهام که خیلی از واژههای فارسی فرانسوی هستند. در حدی که بعضی وقتها با خودم فکر میکنم زبانِ فارسی شاخهای از زبانِ فرانسوی است. یا با خودم فکر میکنم چرا ما انقدر که نگرانِ حضورِ واژگان عربی در زبانمان هستیم نگرانِ واژههای فرانسوی نیستیم؟ جدا از کلماتی که از فرانسوی وارد فارسی شدهاند، واژههای دیگر هم هستند که شباهتِ زیادی به واژههای معادلِ فارسیشان دارند مثلن
دو (۲) در فرانسوی میشود deux که همان «دو» خوانده میشود
«که» در فرانسوی میشود que که خیلی شبیهِ «که» است
اما بعضی از کلمههای فارسیای که تلفظشان با تلفظ فرانسوی یکی است:
کادو (cadeau)
بلژیک (Belgique)
سوسیس (saucisse)
آناناس (ananas)
آلمان (Allemagne)
مبل (meubles)
دوش حمام (douche)
پریز (prise)
شوفاژ (chauffage)
خیلی وقت بود آسمانِ زبانِ امروز رُ ستارهبارون نکرده بودم. خب، حالا وقتاشه:
کلماتی که آخرشون به is [ختم میشه]، مثل:
Analysis
Hypothesis
Thesis
Crisis
Paralesis
برای جمع بستنشون کافیه is رو تبدیل کنیم به es
مثلن Analysis میشه Analyses
فقط تلفظ آخرش تغییر میکنه. آخرش به جای «سیس» میشه «سیز»
Analysis => تلفظ تقریبی: E NA LE SIS
Analyses => تلفظ تقریبی: E NA LE SIZ
فقط مطمئن نیستم، این قانون در مورد کلمههایی که به is ختم میشن درسته یا اونهایی که به sis ختم میشن.
unduly یعنی «بیجهت». مثال:
This should not unduly worry us
این موضوع نباید بیجهت ما رو نگران کنه
دلیلی نداره این موضوع ما رو نگران کنه
یکی از معنیهای behave
«درست رفتار کردن»، «مودب بودن»، «مواظب رفتار خود بودن» است.
احتمالن با پرسشهای غیرمستقیم آشنا هستید.
مثلن برای اینکه بپرسیم «اسم شما چیست؟» باید بگوییم:
چند سال پیش سر کلاس زبان از معلممون پرسیدم: «دیگه» به انگلیسی چی میشه؟ و معلممون گفت نمیدونم. اما حدود دو سال پیش بهطور اتفاقی با واژهای روبرو شدم که در بعضی موارد دقیقن معنی «دیگه» میده: already
این هم تعریف already از دو تا واژهنامه:
دو تا اصطلاح داریم
Get back to somebody
Get back with somebody
اولی یعنی جوابِ تلفن دادن. یعنی یه نفر بهتون زنگ میزنه روی پیغامگیر پیام میذاره، شما هم بهش میگید:
I will get back to you
یعنی «باهاتون تماس میگیرم».
اما دومی یعنی برگشتن پیش یه نفر به صورت فیزیکی. مثلن:
I am trying to get back with her
یعنی «دارم تلاش میکنم که دوباره برگردم پیشاش»
در زبان امروز، هم آموزش فارسی داریم هم انگلیسی!
یک: یکی از گزارشگرهای تاجیکِ بیبیسی داشت از جشنوارهی فیلمِ تاجیکستان گزارش میداد. توی گزارشاش گفت: در این جشنواره، فیلمهایی از کشورهای ایران، افغانستان و روسیه هم به نمایش می در آیند!
حالا پرسشی که پیش میآد اینه که آیا «در میآیند» درسته یا «می در آیند»؟
یعنی تاجیکها به جای «من دارم به مدرسه میروم» میگن: «من دارم می به مدرسه روم»؟
دو: توی زبان فارسی از «ماضی نقلی» برای مواردی استفاده میشه که یه کاری در گذشته انجام شده و اثرش تا الان ادامه داشته. مثلن میگیم: «من فهمیدهام». من فکر میکردم کاربردِ ماضی نقلی در زبان انگلیسی که بهش present perfect گفته میشه هم فقط همین باشه. مثلن میگیم:
استرس (۳)
امروز بر آنام که کمی در بارهی استرس سخن بگویم. منظورم از استرس همان خطهای کوچک و عمودیای هستند که در دیکشنریهای انگلیسی بر روی بعضی از حروفِ کلمات قرار دارند. این خطهای کوچک در یک واژهنامهی فارسی بر روی کلمات دیده نمیشوند. چرا؟ آیا این به آن معنا میباشد که در زبان پارسی واژهها از استرس بیبهره میباشند؟ بیگمان اینگونه نیست! همانطور که پیشتر دیدیم، هر واژهای که با زبان بیان شود، چه با معنی باشد چه بیمعنی، اگر بیش از دو بخش داشته باشد حتمن حرفِ نخستِ یکی از بخشهای آن دارای استرس (تکیه؟) است. منظور از بخش چیست؟ بخش همان است که در سالِ نخستِ دبستان با بالا و پایین بردنِ دستها یادمان دادهاند.
حالا با یک نمونهی عملی تلاش مینماییم با استرس در زبان فارسی (و هر زبانِ دیگری) آشنا شویم.
فرض کنید که از یک پرنده میخواهیم بپرسیم که آیا اردک است یا غاز؟
و از یک آدمی میخواهیم بپرسیم که آیا او وکیل است یا قاضی؟
برای این منظور، به ترتیب پرسشهای زیر را میپرسیم:
تو اردکی یا غازی؟
تو وکیلی یا قاضی؟
امیدوارم توانسته باشید تفاوت کوچکی که در بیان «غازی» در جملهی اول و «قاضی» در جملهی دوم وجود دارد را دریافته باشید.
غازی (یا قاضی) دو بخش دارد: غا + زی (قا + ضی)
در جملهی اول، استرس بر روی حرفِ نخستِ بخشِ اول میباشد (غ)
در جملهی دوم، استرس بر روی حرفِ نخستِ بخشِ دوم میباشد (ض)
از همینجا اهمیتِ رعایتِ استرسها در هر زبانی پیداست. فکر کنید شما اگر جای استرسها را خوب بیان نکنید ممکن است حرف زدنتان خندهدار یا گاهی بیمعنا به نظر برسد:
تو اردکی یا قاضی؟
تو وکیلی یا غازی؟
پس هنگام مراجعه به هر لغتنامهای در یادگیریِ استرسِ کلمات نیز تلاشِ ویژهای از خود نشان دهید.
در این میان الگوهایی هم به چشم میخورند. مثلن در زبانِ فارسی، بیشترِ کلمات بخشِ آخرشان دارای استرس است. اما در زبان انگلیسی معمولن استرس بر روی بخشهای نخستین قرار دارد.
البته در بعضی لهجههای فارسی، مثل لهجهی یزدی، استرسِ کلمات بیشتر بر روی بخشِ اول قرار دارند.
حالا برای تمرین، من چند تا جملهی فارسی مینویسم و در آنها حرفهایی که استرس بر رویشان قرار دارد را قرمز میکنم. طبیعتن کلماتی که یک بخش بیشتر ندارند حرفِ اولشان قرمز است:
توی فارسی بعضی وقتها میگیم «من یکی که» یا «من که». مثلن:
من که نفهمیدم این یارو چی گفت
من یکی که خیلی از این فیلم خوشم اومد
من یکی که دیگه نیستم
که ترجمهاش به انگلیسی میشه: «I for one»
چند تا نمونه:
I for one have no objection
من (یکی) که اعتراضی ندارم
I for one can't see any problem in that
من (یکی) که مشکلی نمیبینم
I for one cannot understand why someone should
من که نمیفهمم چرا یه نفر باید ...
در را نمیتوانم باز کنم
هر کار میکنم نمیتوانم در را باز کنم
ترجمهی دو جملهی بالا به انگلیسی:
زبانِ افغانی و آمریکایی از یک دیدگاه با هم شباهت دارند. در هر دوی این زبانها تمایل به این وجود دارد که فعلها بهصورت مجهول استفاده شوند تا معلوم (یه چیزی توی همین مایهها!). اما در زبان فارسی که ما ایرانیها به کار میبریم اینگونه نیست.
مثلن ما ایرانیها میگوییم:
در را خواهم بست.
اما افغانیها میگویند:
در را بسته خواهم کرد.
آمریکاییها هم بیشتر از اینکه بگویند:
واژهی home میتونه هم اسم باشه، هم فعل و هم قید. اگر قید باشه بهش میگن قیدِ مکان (adverb of place). وقتی home بهعنوان قیدِ مکان استفاده میشه نباید قبلاش از to یا at استفاده کرد. در جملهی:
من فکر میکردم جملهی what's it mean باید غلط باشه
چون what is it mean اشتباهه
فکر میکردم بهتر بود به جاش میگفت:
what's its meaning
what does it mean
what do you mean
اما بعد فهمیدم که what's it mean یعنی what does it mean
در واقع s میتونه مخففِ (contraction) اینها باشه:
is
does
has
was
as
البته برای کوتاه کردنِ us هم در عبارتِ let us میشه از s' استفاده کرد: Let's
یک مثال از جملهای که as در آن کوتاه شده و به شکل s' نوشته شده:
We left early, so's not to be late
ما زود راه افتادیم تا دیر نرسیم
و حالا یک نمونهی جالب از جملهای که دو تا مخفف پشت سر هم بهکار رفتهاند:
عبارت That is as maybe تقریبن یعنی «ممکنه اینجوری باشه». که اگر هم is و هم as به صورت مخفف نوشته بشن، اینجوری میشه:
That's's maybe
البته خوندنِ That's's زیاد سخت نیست. اینجوری میشه: دَت سِز
«فالون دافا»، به «فالون گونگ» نیز معروف است. روشی معنوی است که بخشی از زندگی میلیونها نفر در سراسر جهان شده است. ریشه در مدرسه بودا دارد. ا...