the sad story of finding my lost curiosities over the years

‏نمایش پست‌ها با برچسب زبان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زبان. نمایش همه پست‌ها

محصولِ ۱۴۰۳ اسفند ۱۷, جمعه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

ترجمه چند فعل فارسی به انگلیسی

زور زدن = push
پافشاری کردن = push
فشار دادن = push
هل دادن = push

ای بابا، همه‌اش که شد پوش!

محصولِ ۱۴۰۳ تیر ۲۰, چهارشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

برای مغرور دو تا کلمه وجود داره.

اولین کلمه proud است و معنی مثبت داره؛ یعنی کسی که سرشار از غروره و اشک در چشم‌هاش حلقه زده!

اما برای اینکه بگیم فلان شخص آدمه مغروریه، باید از کلمه arrogant استفاده کنیم. مثلا وقتی بخواهیم بگیم امباپه آدم مغروریه. یا مثلا گریزمان آدم مغروریه.

محصولِ ۱۳۹۹ دی ۳, چهارشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

خیلی وقت بود زبان امروز ننوشته بودم، راستیاتش خیلی دل و دماغ این کار رو ندارم. زبان انگلیسی از دایره‌ی علایقم خارج شده.

اما چیز جدیدی یاد گرفته‌ام که اون رو با شما در میون می‌گذارم.

حتمن همه‌ی شما تلفظ کلمه‌ی page رو بلدید. خیلی راحته: پیج
اما تلفظ کلمه‌ی pagination یا صفحه‌گذاری کمی متفاوته.

من قبلا فکر می‌کردم باید اون رو پیجینیشن (peiji.neishen) تلفظ کنم
اما حالا فهمیده‌ام که تلفظ درستش پَجینیشن (paji.neishen) است. paji بر وزنِ حَجی. حَجی که از مکه می‌آد ریش داره!

خیلی هم دور از انتظار نیست. مشابه این تغییر تلفظ رو می‌شه در کلمات image و imagination دید.
اولی imej تلفظ می‌شه و دومی imaji.neishen

آسمانِ زبانِ امروز پرستاره باد!

محصولِ ۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۹, شنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

در زبان فرانسوی

La vache یعنی گاو (ل وش)
qui یعنی کسی که (کی)
rit یعنی می‌خندد (قی)

لَ وش کی قی = گاوی که می‌خندد = گاو خندان

«لَ وش کی قی» یک پنیر فرانسوی است
انگلیسی زبان‌ها چون «ق» ندارند می‌گویند

«لَ وش کی ری» یا به‌طور خلاصه «کی ری»

فارسی‌زبان‌ها چون «ر» ندارند می‌گویند

«لَ وش کی بی» یا به‌طور خلاصه «کی بی»

ریشه‌ی پنیر «کیبی» در ایران هم از همین‌جاست.

محصولِ ۱۳۹۶ آبان ۸, دوشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

وقتی یه نفر یه چیزی می‌گه و شما خوب نمی‌شنوید و می‌خواهید ازش بخواهید که حرف‌اش رو تکرار کنه می‌تونید یکی از این سه تا رو بهش بگید:

Excuse me?
I am sorry?
Pardon me?

در مورد سومی مطمئن نیستم اما دو مورد اول رایج هستند.

محصولِ ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۷, جمعه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

طرزِ شمردنِ فرانسوی‌ها خیلی عجیبه. ببینید:

ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پانزده، شانزده، ده هفت، ده هشت، ده نه، بیست
شصت، شصت و یک، شصت و دو ... شصت و نه، شصت و ده، شصت و یازده، شصت و دوازه، شصت و سیزده، شصت و چهارده، شصت و پانزد، شصت و شانزده، شصت و ده هفت، شصت و ده هشت، شصت و ده نه، چهار بیست (هشتاد)، چهار بیست یک، چهار بیست دو، چهار بیست سه، چهار بیست چهار... چهار بیست نه، چهار بیست ده (نود)، چهار بیست یازده (نود و یک)، چهار بیست دوازده، چهار بیست سیزده، چهار بیست چهارده، چهار بیست پانزده، چهار بیست شانزده، چهار بیست ده هفت (نود و هفت)، چهار بیست ده هشت، چهار بیست ده نه، صد

عجیب بود نه؟ همه‌ی مردمِ دنیا یک جور فکر نمی‌کنند. حتمن فرانسوی‌ها هم موقعِ یادگرفتنِ یک زبانِ دیگر غیر از زبانِ مادری‌شان از این‌که می‌فهمند می‌شود به‌جای چهار بیست ده هشت گفت نود و هشت شگفت‌زده می‌شوند.

محصولِ ۱۳۹۴ آبان ۱۷, یکشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

من با duolingo فرانسوی یاد می‌گیرم. شما هم اگر به یادگیری زبان‌های جدید علاقه دارید به وبسایت duolingo بروید یا برنامه‌ی android آن را روی گوشی‌تان نصب کنید. استفاده از آن رایگان است.
در طول چند ماهی که من فرانسوی خوانده‌ام فهمیده‌ام که خیلی از واژه‌های فارسی فرانسوی هستند. در حدی که بعضی وقت‌ها با خودم فکر می‌کنم زبانِ فارسی شاخه‌ای از زبانِ فرانسوی است. یا با خودم فکر می‌کنم چرا ما ان‌قدر که نگرانِ حضورِ واژگان عربی در زبان‌مان هستیم نگرانِ واژه‌های فرانسوی نیستیم؟ جدا از کلماتی که از فرانسوی وارد فارسی شده‌اند، واژه‌های دیگر هم هستند که شباهتِ زیادی به واژه‌های معادلِ فارسی‌شان دارند مثلن

دو (۲) در فرانسوی می‌شود deux که همان «دو» خوانده می‌شود
«که» در فرانسوی می‌شود que که خیلی شبیهِ «که» است

اما بعضی از کلمه‌های فارسی‌ای که تلفظشان با تلفظ فرانسوی یکی است:

کادو (cadeau)
بلژیک (Belgique)
سوسیس (saucisse)
آناناس (ananas)
آلمان (Allemagne)
مبل (meubles)
دوش حمام (douche)
پریز (prise)
شوفاژ (chauffage)

محصولِ ۱۳۹۴ خرداد ۱۸, دوشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

خیلی وقت بود آسمانِ زبانِ امروز رُ ستاره‌بارون نکرده بودم. خب، حالا وقت‌اشه:

کلماتی که آخرشون به is [ختم می‌شه]، مثل:

Analysis
Hypothesis
Thesis
Crisis
Paralesis

برای جمع بستن‌شون کافیه is رو تبدیل کنیم به es

مثلن Analysis می‌شه Analyses

فقط تلفظ آخرش تغییر می‌کنه. آخرش به جای «سیس» می‌شه «سیز»

Analysis => تلفظ تقریبی: E NA LE SIS
Analyses => تلفظ تقریبی: E NA LE SIZ

فقط مطمئن نیستم، این قانون در مورد کلمه‌هایی که به is ختم می‌شن درسته یا اون‌هایی که به sis ختم می‌شن.

محصولِ ۱۳۹۳ آذر ۲۹, شنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

unduly یعنی «بی‌جهت». مثال:
This should not unduly worry us
این موضوع نباید بی‌جهت ما رو نگران کنه
دلیلی نداره این موضوع ما رو نگران کنه

محصولِ ۱۳۹۳ آذر ۸, شنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

یکی از معنی‌های behave
«درست رفتار کردن»، «مودب بودن»، «مواظب رفتار خود بودن» است.

"conduct oneself in accordance with the accepted norms of a society or group"

مثال:
You are a married woman, behave!
تو یک زنِ متعهل هستی، مودب باش!

پس behave علاوه بر «رفتار کردن» معنی «درست رفتار کردن» هم می‌دهد:

You can go as long as you behave
If you can't behave in the store we'll have to leave.

محصولِ ۱۳۹۳ مهر ۸, سه‌شنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

احتمالن با پرسش‌های غیرمستقیم آشنا هستید.
مثلن برای این‌که بپرسیم «اسم شما چیست؟» باید بگوییم:

What's your name?

اما برای این‌که بگوییم «من نمی‌دانم اسم شما چیست»، نباید بگوییم:
I don't know what is your name
بلکه باید بگوییم:
I don't know what your name is

پس این الگو وجود داره:
What is X?
I don't know what X is

اما من فهمیده‌ایم که در بعضی موارد ترکیب زیر هم درسته:
I don't know what is X

مثال:
What's good?
چی خوبه؟
I don't know what is good
من نمی‌دونم چی خوبه
I don't know what good is
من نمی‌دونم خوب چیه

می‌بنید که در مثال بالا، هر دو تا جمله می‌تونن درست باشند، فقط بستگی داره به این‌که ما چی می‌خواهیم بپرسیم. اما در مورد
What is your name?
فقط یکی از حالت‌ها درسته، و اون یکی بی‌معنیه:

I don't kow what your name is
من نمی‌دانم اسم تو چیست
I don't know what is your name
من نمی‌دانم چی اسمِ تو است

محصولِ ۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

چند سال پیش سر کلاس زبان از معلم‌مون پرسیدم: «دیگه» به انگلیسی چی می‌شه؟ و معلم‌مون گفت نمی‌دونم. اما حدود دو سال پیش به‌طور اتفاقی با واژه‌ای روبرو شدم که در بعضی موارد دقیقن معنی «دیگه» می‌ده: already

این هم تعریف already از دو تا واژه‌نامه:

dictionary.reference.com
Informal. (used as an intensifier to express exasperation or impatience)

thefreedictionary.com
Informal Used as an intensive

چند تا مثال:

We are late. Let's go already
دیرمون شده. بریم دیگه!

I'm full already
دیگه سیر شدم

Be quiet already
ساکت باش دیگه!

Enough already
بسه دیگه!

محصولِ ۱۳۹۱ دی ۲۷, چهارشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

دو تا اصطلاح داریم

Get back to somebody
Get back with somebody

اولی یعنی جوابِ تلفن دادن. یعنی یه نفر به‌تون زنگ می‌زنه روی پیغام‌گیر پیام می‌ذاره، شما هم به‌ش می‌گید:

I will get back to you
یعنی «باهاتون تماس می‌گیرم».

اما دومی یعنی برگشتن پیش یه نفر به صورت فیزیکی. مثلن:

I am trying to get back with her
یعنی «دارم تلاش می‌کنم که دوباره برگردم پیش‌اش»

محصولِ ۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

در زبان امروز، هم آموزش فارسی داریم هم انگلیسی!

یک: یکی از گزارش‌گرهای تاجیکِ بی‌بی‌سی داشت از جشنواره‌ی فیلمِ تاجیکستان گزارش می‌داد. توی گزارش‌اش گفت: در این جشنواره، فیلم‌هایی از کشورهای ایران، افغانستان و روسیه هم به نمایش می در آیند!

حالا پرسشی که پیش می‌آد اینه که آیا «در می‌آیند» درسته یا «می در آیند»؟

یعنی تاجیک‌ها به جای «من دارم به مدرسه می‌روم» می‌گن: «من دارم می به مدرسه روم»؟

دو: توی زبان فارسی از «ماضی نقلی» برای مواردی استفاده می‌شه که یه کاری در گذشته انجام شده و اثرش تا الان ادامه داشته. مثلن می‌گیم: «من فهمیده‌ام». من فکر می‌کردم کاربردِ ماضی نقلی در زبان انگلیسی که به‌ش present perfect گفته می‌شه هم فقط همین باشه. مثلن می‌گیم:

I have understood

اما تازگی‌های فهمیده‌ام از present perfect برای صحبت در مورد آینده هم استفاده می‌شه.

من این قانون رو در کتاب An a-z of English Grammar & Usage پیدا کردم:

Present perfect referring to the future:

After WHEN, AFTER, as soon as, or UNTIL we use Present Perfect (instead of will be + Past Participle) in talking about the future.

e.g. You can leave as soon as your passport has been checked.

‘Can I borrow your ladder for a moment?’
‘No, I am using it. You will have to wait until I have finished.’

محصولِ ۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

استرس (۳)
امروز بر آن‌ام که کمی در باره‌ی استرس سخن بگویم. منظورم از استرس همان خط‌های کوچک و عمودی‌ای هستند که در دیکشنری‌های انگلیسی بر روی بعضی از حروفِ کلمات قرار دارند. این خط‌های کوچک در یک واژه‌نامه‌ی فارسی بر روی کلمات دیده نمی‌شوند. چرا؟ آیا این به آن معنا می‌باشد که در زبان پارسی واژه‌ها از استرس بی‌بهره می‌باشند؟ بی‌گمان این‌گونه نیست! همان‌طور که پیش‌تر دیدیم، هر واژه‌ای که با زبان بیان شود، چه با معنی باشد چه بی‌معنی، اگر بیش از دو بخش داشته باشد حتمن حرفِ نخستِ یکی از بخش‌های آن دارای استرس (تکیه؟) است. منظور از بخش چیست؟ بخش همان است که در سالِ نخستِ دبستان با بالا و پایین بردنِ دست‌ها یادمان داده‌اند.

حالا با یک نمونه‌ی عملی تلاش می‌نماییم با استرس در زبان فارسی (و هر زبانِ دیگری) آشنا شویم.

فرض کنید که از یک پرنده می‌خواهیم بپرسیم که آیا اردک است یا غاز؟
و از یک آدمی می‌خواهیم بپرسیم که آیا او وکیل است یا قاضی؟

برای این منظور، به ترتیب پرسش‌های زیر را می‌پرسیم:

تو اردکی یا غازی؟
تو وکیلی یا قاضی؟

امیدوارم توانسته باشید تفاوت کوچکی که در بیان «غازی» در جمله‌ی اول و «قاضی» در جمله‌ی دوم وجود دارد را دریافته باشید.
غازی (یا قاضی) دو بخش دارد: غا + زی (قا + ضی)
در جمله‌ی اول، استرس بر روی حرفِ نخستِ بخشِ اول می‌باشد (غ)
در جمله‌ی دوم، استرس بر روی حرفِ نخستِ بخشِ دوم می‌باشد (ض)

از همین‌جا اهمیتِ رعایتِ استرس‌ها در هر زبانی پیداست. فکر کنید شما اگر جای استرس‌ها را خوب بیان نکنید ممکن است حرف زدن‌تان خنده‌دار یا گاهی بی‌معنا به نظر برسد:

تو اردکی یا قاضی؟
تو وکیلی یا غازی؟

پس هنگام مراجعه به هر لغت‌نامه‌ای در یادگیریِ استرسِ کلمات نیز تلاشِ ویژه‌ای از خود نشان دهید.

در این میان الگوهایی هم به چشم می‌خورند. مثلن در زبانِ فارسی، بیش‌ترِ کلمات بخشِ آخرشان دارای استرس است. اما در زبان انگلیسی معمولن استرس بر روی بخش‌های نخستین قرار دارد.
البته در بعضی لهجه‌های فارسی، مثل لهجه‌ی یزدی، استرسِ کلمات بیش‌تر بر روی بخشِ اول قرار دارند.

حالا برای تمرین، من چند تا جمله‌ی فارسی می‌نویسم و در آن‌ها حرف‌هایی که استرس بر روی‌شان قرار دارد را قرمز می‌کنم. طبیعتن کلماتی که یک بخش بیش‌تر ندارند حرفِ اول‌شان قرمز است:


ماشه را کشید و عذاب ادامه یافت
اوایل غیر از رابطه‌ی کاری چیزی بین‌مون نبود
چو قرآن بخوانند دیگر خموش!
هتکِ حرمتِ روزه‌خوار از اوجب واجبات است
گریه نکن دخترجون با گریه که چیزی درست نمی‌شه
طوری بزن تو گوش‌اش که ایمانش رو از دست نده
آقا من حالم خوش نیست، زودتر یه برفِ شادی بده من برم
بعد از دادگاه با آقای قاضی می‌ریم دربند؛ حالا حکم هرچی باشه
از طرز فکرم خوشش اومد. قرار شد فردا باز هم همدیگه رو توی میدون آزادی ببینیم
عطرم داره از پیرهنی که جا گذاشتم می‌پره
بیا جلو. بیا کمی هم تو بچرخون
ترسِ من از روبه‌رو شدنِ دوباره با سارا بود، نه ستاره


و در پایان یادآوری می‌کنم که استرس در زبان فارسی هیچ ارتباطی به تشدید ندارد. چنان‌که در جمله‌ای زیر استرسِ بناها روی حرف هـ می‌باشد:


بناها مشغولِ کارند

استرس (۲) - چهار سال پیش نوشته بودم!

محصولِ ۱۳۹۱ خرداد ۲۵, پنجشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

توی فارسی بعضی وقت‌ها می‌گیم «من یکی که» یا «من که». مثلن:

من که نفهمیدم این یارو چی گفت
من یکی که خیلی از این فیلم خوشم اومد
من یکی که دیگه نیستم

که ترجمه‌اش به انگلیسی می‌شه: «I for one»

چند تا نمونه:

I for one have no objection
من (یکی) که اعتراضی ندارم

I for one can't see any problem in that
من (یکی) که مشکلی نمی‌بینم

I for one cannot understand why someone should
من که نمی‌فهمم چرا یه نفر باید ...

محصولِ ۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

در را نمی‌توانم باز کنم
هر کار می‌کنم نمی‌توانم در را باز کنم

ترجمه‌ی دو جمله‌ی بالا به انگلیسی:

I can't open the door
I can't seem to open the door

از can't seem to وقتی استفاده می‌شود که بر خلافِ انتظارمان هر چه تلاش می‌کنیم نمی‌توانیم کاری را انجام دهیم.

پس وقتی که خودمان هم انتظار نداریم بتوانیم کاری را انجام دهیم از can't seem استفاده نمی‌کنیم. مثلن آدمی که دو پا ندارد هیچ‌گاه نمی‌گوید:
I can't seem to run

محصولِ ۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

زبانِ افغانی و آمریکایی از یک دیدگاه با هم شباهت دارند. در هر دوی این زبان‌ها تمایل به این وجود دارد که فعل‌ها به‌صورت مجهول استفاده شوند تا معلوم (یه چیزی توی همین مایه‌ها!). اما در زبان فارسی که ما ایرانی‌ها به کار می‌بریم این‌گونه نیست.

مثلن ما ایرانی‌ها می‌گوییم:

در را خواهم بست.

اما افغانی‌ها می‌گویند:

در را بسته خواهم کرد.

آمریکایی‌ها هم بیش‌تر از این‌که بگویند:

I will close the door.

تمایل دارند بگویند:

I will get the door closed.

یا مثلن ما می‌گوییم: چگونه باید غذا پخت؟
اما افغانی‌ها می‌گویند: چه رقم باید دیگ پخته کرد؟
و آمریکایی‌ها هم به جای
How to cook it
می‌گویند: How to get it cooked


در زبان انگلیسی، بیش‌تر نوشته‌هایی که جنبه‌ی آموزشی دارند معمولن با عبارت زیر آغاز می‌شوند:
Getting Started

می‌بینید که به‌جای این‌که بگویند Starting گفته‌اند Getting Started.

همه‌ی چیزهایی که گفتم برداشتِ منه و می‌تونه صد در صد غلط باشه. پس روشون حساب نکنید.

محصولِ ۱۳۹۰ دی ۲۲, پنجشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

واژه‌ی home می‌تونه هم اسم باشه، هم فعل و هم قید. اگر قید باشه به‌ش می‌گن قیدِ مکان (adverb of place). وقتی home به‌عنوان قیدِ مکان استفاده می‌شه نباید قبل‌اش از to یا at استفاده کرد. در جمله‌ی:

I am going home.

از home به عنوان قیدِ مکان استفاده شده و اگر بگیم

I am going to home.

اشتباهه.

قیدهای مکانِ دیگه‌ای هم شبیهِ home وجود دارند، مثل:

abroad, anywhere, downstairs, here, in, nowhere, out, outside, somewhere, there, underground, upstairs

پس حالا باید فرقِ دو تا جمله‌ی زیر رو بدونید:

I am on the way home
I am on the way to school

توی جمله‌ی اولی از to استفاده نشده چون home قید هست. اما توی دومی استفاده شده چون school قید مکان نیست!

یه نکته‌ی دیگه که وجود داره اینه که از home فقط وقتی به‌عنوان قیدِ مکان استفاده می‌شه که با فعل‌هایی که نشون دهنده‌ی حرکت و جابجایی هستند استفاده بشه. فعل‌هایی مثل:

come, go, leave, stay, be, drive, move, ...

ولی برای فعل‌هایی که نشون‌دهنده‌ی جابجایی نیستند از home‌ به‌عنوان قید استفاده نمی‌شه. مثلن دو تا جمله‌ی زیر رو مقایسه کنید:

children are playing upstairs
children are playing home

upstairs و home هر دو قید مکان هستند و قبل‌شون نباید از at استفاده کرد. جمله‌ی اول یعنی بچه‌ها دارند بالا بازی می‌کنند و درست هم هست. جمله‌ی دوم می‌تونه به این معنی باشه که بچه‌ها دارند توی خونه بازی می‌کنند. اما چون فعل play ربطی به جابجایی نداره به‌تره این‌جا از home به عنوان قیدِ مکان استفاده نشه. و چون home این‌جا قیدِ مکان نیست پس به at نیاز داره. پس به‌تره گفته بشه:

children are playing at home

محصولِ ۱۳۹۰ آذر ۲۹, سه‌شنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

من فکر می‌کردم جمله‌ی what's it mean باید غلط باشه
چون what is it mean اشتباهه
فکر می‌کردم به‌تر بود به جاش می‌گفت:
what's its meaning
what does it mean
what do you mean
اما بعد فهمیدم که what's it mean یعنی what does it mean

در واقع s می‌تونه مخففِ (contraction) این‌ها باشه:

is
does
has
was
as

البته برای کوتاه کردنِ us هم در عبارتِ let us می‌شه از s' استفاده کرد: Let's

یک مثال از جمله‌ای که as در آن کوتاه شده و به شکل s' نوشته شده:

We left early, so's not to be late
ما زود راه افتادیم تا دیر نرسیم

و حالا یک نمونه‌ی جالب از جمله‌ای که دو تا مخفف پشت سر هم به‌کار رفته‌اند:

عبارت That is as maybe تقریبن یعنی «ممکنه این‌جوری باشه». که اگر هم is و هم as به صورت مخفف نوشته بشن، این‌جوری می‌شه:
That's's maybe

البته خوندنِ That's's زیاد سخت نیست. این‌جوری می‌شه: دَت سِز

مطلب ویژه

فالون دافا

«فالون دافا»، به «فالون گونگ» نیز معروف است. روشی معنوی است که بخشی از زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان شده است. ریشه در مدرسه بودا دارد. ا...

counter.dev

ناآرام

ناآرام

خوراک

آمار

نوشته‌های بیش‌تر دیده شده

گذشتگان

پیوندها

جستجوی این وبلاگ

Powered By Blogger

Google Reader

Add to Google
با پشتیبانی Blogger.