موردِ عجیبِ آقای گُژمیچ
چند روز پیش که مسابقهی مجارستان و ایسلند رُ از شبکهی سه میدیدم با خودم فکر کردم چهقدر خوبه که بقیهی مسابقه رُ از یکی از شبکههای خارجیِ فرانسوی زبان ببینم. و همین کار رُ کردم. مدتِ زیادی نگذشته بود که متوجه شدم نامِ شمارهی بیستِ مجارستان که ریچارد گُژمیچ هست در گزارشِ گزارشگرِ فرانسوی به اشتباه گوزمیچ تلفظ میشه. اولاش فکر کردم شاید اسم اصلیِ این بازیکن «گوشپیچ» بوده و حرفِ سومِ اسماش داره بنا به ضرورتی قلبِ به «ز» میشه. بعد فکر کردم که شاید اسم اصلی این بازیکن «گوزمیش» بوده؛ حیوانی که دیگه نسلاش منقرض شده. اما هیچکدوم از این حدسها باعث نمیشد که بفهمم چرا گزارشگر فرانسوی داره اسمِ این بازیکن رُ غلط تلفظ میکنه. تا اینکه با کمی تحقیق متوجه شدم واژهی «گُژ» در زبانِ فرانسوی معنیِ خیلی خیلی بدی داره. یعنی خیلی بد! بهقدری بد که من نمیتونم اینجا معنیاش رُ بازگو کنم. برای همین هم بود که گزارشگر فرانسوی به جای «گُژمیچ» میگفت «گوزمیچ». تفاوتهای فرهنگی همیشه جذابیتِ گزارشهای فوتبال رُ دوچندان میکنه.
من تا حالا با برهانهای زیادی توی این وبلاگ اثبات کردهام که خدا وجود داره ولی اثباتِ امروز از همه نوبرتره.
یکی از درسهایی که من از زندگی یادگرفتهام (ولی هنوز برای پس دادناش نیاز به تمرین دارم) اینه که وقتی کاری برای کسی انجام میدم انتظارِ جبران نداشته باشم و هیچ وقت به کسی نگم «پس تو کی میخوای مهمون کنی؟» چون به هر دلیلی طرفِ مقابلام ممکنه نخواد یا نتونه کارِ متقابلی برای من انجام بده، و دلایلاش هم برای خودش محترمه. اما مشکلی که این درس داره اینه که فقط به دردِ خودم میخوره، و تنها کاری که میتونم بکنم اینه که از کسی انتظار نداشته باشم، و نمیتونم از کسی بخوام که از من انتظار نداشته باشه. در این مورد دو تا کار میتونم بکنم. یکی اینکه تا جایی که میتونم از کسی چیزی قبول نکنم و اگر قبول کردم بلافاصله جبران کنم که هرچه سریعتر سوءتفاهم برطرف بشه. دوم اینکه این درس رو با شما در میون بگذارم شاید یک نفر به جُرگهی بیچشمداشتها اضافه شد.
