استخرِ خلوت و تمیز
یه استخری توی محلهی ما هست که آباش خیلی تمیزه. خیلی هم خلوته. شاید هر بار توی آب ده پونزده نفر بیشتر نباشند. فقط یک مشکلی داره این استخر. خیلی گرونه! قیمتِ بلیتاش چهارصد و سیهزار تومنه!
من اولها فکر میکردم چون این استخره گرونه، برای همین مراجعه کننده هم خیلی کم داره و درنتیجه همیشه خلوت و تمیزه. اما الان فهمیدهام که همه چیز برعکس ِ چیزیه که فکر میکردم. یعنی در واقع چون این استخر خیلی مراجعه کنندهی کمی داره، درآمدش هم خیلی کمه. چون درآمدش کمه، پس درنتیجه صاحباش مجبور شده قیمت بلیت رو زیاد کنه که کمبودِ مراجعه کنندهاش جبران بشه. حالا اینکه چرا این استخر مراجعه کنندهی کمی داشته نمیدونم دلیلاش چی بوده. شاید به این خاطر که آباش کثیف بوده مراجعه کنندهی کمی داشته. بعدش کم کم آباش تمیز شده، ولی دیگه انقدر بلیت گرون شده که کسی نتونسته بیاد از این استخر ِ تمیز و خلوت استفاده کنه.
» شما «جاده خدا» یادتونه؟ من یادمه ولی یادم نیست توی کدوم بازی بود
اولین روزی که رفتم مدرسه، همیشه دوست داشتم معنیِ دو تا چیز رو بدونم. یکی جملهای که روی دیوارِ حیاط نوشته شده بود، و دیگری خطوطِ مبهمی که گوشهی تختهسیاه نوشته شده بودند و هیچوقت پاک نمیشدند. چند ماهی که گذشت فهمیدم روی دیوار نوشته: «پاکیزگی از ایمان است» و گوشهی تخته نوشته شده بود: «۲/۴ = ۲ × ۱/۲». معنی ِ نوشتهی روی دیوار کاملن واضح بود، اما هیچوقت نفهمیدم این اعداد برای چی روی تخته نوشته شدهاند. علامت سوالی که در ذهنام شکل گرفته بود وقتی بزرگتر شد که در سالِ دوم، سوم، چهارم و تمام ِ سالهای راهنمایی و دبیرستان این عدد گوشهی تخته نوشته شده بود، حتا وقتهایی که ریاضی نداشتیم. و جالب بود که هیچوقت هم ارادهای برای پاک کردنِ این تساوی از روی تخته وجود نداشت. اما رازِ این اعداد در چیست؟ با کمی جستوجو در کتابهای دستنوشتهی قدیمی، متوجه میشیم که عدد ۱/۲ یکی از عددهای عجیب در علم ریاضیست که وقتی ضرب در دو میشه تبدیل میشه به ۲/۲، یعنی قسمتِ اعشاریش ثابت باقی میمونه. از جمله در کتابِ التَّفهیم (قدیمیترین کتاب ریاضی و نجوم به زبان فارسی، اثر ابوریحان بیرونی) به این عدد اشارهای کوتاه شده است. اما چرا پنهان ماندنِ ویژگی ِ این عدد تا این حد اهمیت دارد؟ 
- حسن از سوئد روی خط با ماست. نازنین از مشهد روی خط با دوغ. کدوم رو بدم؟
نوآم چامسکی:
راحتی و خوشحالی با هم فرق دارند. بعضی وقتها برای انجام دادنِ یه کاری، چند تا راه وجود داره، که بعضیها سختتره و بعضیها راحتتر. من وقتی میبینم یه نفر داره یه کاری رو بهسختی انجام میده، خب دلام براش میسوزه. میرم بهش میگم برادر ِ من، خواهر ِ من! بیا این کار رو اینجوری انجام بده؛ خیلی راحتتر میشی. اینکه به یه نفر یه راهی نشون بدی که زندگیاش راحتتر بشه احساس ِ خوبی به آدم میده، و شکی هم در انجام دادناش وجود نداره.
خدا رو شکر ایرانیها در همهی زمینهها بهترین هستند. بهترین خلبانها، بهترین جراحها، بهترین معمارها و خلاصه هر چی که شما فکرش رو بکنید. خوبه که همینجا یه خاطره از مرحوم پدر براتون تعریف کنم. آقای دکتر یه بار رفته بودند از ناسا بازدید کنند، یکی از مهندسها رو دیده بودند و شروع کردند به انگلیسی صحبت کردن. اون مهندسی که اونجا بود، به آقای دکتر گفته بود: «صبر کن صبر کن! شما برای چی داری انگلیسی صحبت میکنی؟! فارسی صحبت کن آقا! اینجا همه ایرانی هستند!»
