the sad story of finding my lost curiosities over the years

‏نمایش پست‌ها با برچسب برهان نظم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب برهان نظم. نمایش همه پست‌ها

محصولِ ۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

ایمانی که تبدیل به کابوس شد

یکی از بدترین لحظه‌های زندگی من زمانی بود که یه نفر به خاطر اشتباهی که کرده بودم به خدا ایمان آورد
از اون لحظه به بعد شبی نبود که کابوس نبینم. هر شب می‌دیدم که این شخص داره خواب می‌بینه که خورشید داره دور ِ زمین می‌چرخه. همیشه با وحشت از خواب می‌پرید. همه‌ی بدن‌اش خیسِ عرق بود. پا می‌شد می‌رفت یه لیوان آب می‌خورد اما دیگه خواب‌اش نمی‌برد. می‌نشست روی تخت و تا صبح به روبرو خیره می‌شد...

من همیشه با خودم فکر می‌کردم حالا چی می‌شد اگر خورشید دور ِ زمین می‌چرخید؟ یعنی برام جالب بود اگر این‌جوری می‌شد. باسه همین یه بار یه کاردستیِ خیلی جالب درست کردم. دو تا کره چسبوندم سرِ دو تا میله. یکی‌شون زمین بود یکی‌شون خورشید. بعد یه جوری بودند که یکی از میله‌ها دور اون یکی می‌چرخید. یه دسته براش گذاشته بودم، وقتی می‌چرخوندم‌اش خورشید دورِ زمین می‌چرخید و من خوش‌ام می‌اومد. یه بار که داشتم دسته‌ی این کاردستی‌ام رُ می‌چرخوندم یکی از دوستان‌ام که اعتقادی به خدا نداشت وارد اتاق شد. همین که دستگاهی که ساخته بودم رُ دید با تعجب پرسید این دیگه چیه؟ خودت درست‌اش کرده‌ای؟ به‌ش گفتم: نه. خودش به‌وجود اومده. خنده‌ای کرد و گفت چه‌طور ممکنه چنین دستگاهِ منظمی خود به خود به‌وجود اومده باشه؟ به‌ش گفتم: چه طور جهانی به این بزرگی با این همه ستاره و کهکشان خود به خود به‌وجود اومده، اون‌وقت دست‌گاهی به این کوچیکی نمی‌تونه خودبه‌خود به‌وجود اومده باشه؟ این رُ که به‌ش گفتم همه‌اش خدا خدا می‌کردم یه وقت نبینه خورشید داره دور زمین می‌چرخه. انگار ندید. ایمان آورد. اما چه ایمانی. ایمانی که تبدیل به کابوسِ هر شبِ من شد

محصولِ ۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

برهانِ دریای طوفانی

- تو به خدا اعتقاد داری؟
- خب معلومه که نه
- یه سوال ازت می‌پرسم
- بپرس
- فرض کن با کشتی داری توی دریا می‌ری، بعد هوا طوفانی می‌شه و کشتی چپ می‌کنه توی دریا. همه‌ی مسافرها هم پرت می‌شن توی آب. اون لحظه‌ای که داری دست و پا می‌زنی و ممکنه که هر لحظه غرق بشی، از تهِ تهِ دل‌ات از کی کمک می‌خوای؟ خواهش می‌کنم اول خوب فکر کن بعد جواب بده
- خدا. از خدا کمک می‌خوام
- چی شد؟!! تو که گفتی به خدا اعتقاد نداری؟!!! :))
- مثلِ این‌که این‌بار هم تو بُردی :]

مرتبط: [برهان]

محصولِ ۱۳۸۷ فروردین ۱۴, چهارشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

برهان ابر

- خیلی بده که هیچ‌جوری نمی‌شه مطمئن شد خدا وجود داره
- کی گفته نمی‌شه؟
- خب نمی‌شه دیگه
- اون ابر رُ می‌بینی توی آسمون؟
- آره
- اون ابر از کجا اومده؟
- خب معلومه، باد آورده‌اش دیگه
- باد رُ کی به‌وجود آورده؟
- جریان هوا دیگه
- جریان هوا رُ کی به‌وجود آورده؟
- اختلاف دما دیگه
- ای بابا، اختلاف دما رُ کی به‌وجود آورده؟
- ا...م، خدا؟
- کُشتی ما رُ بابا! آره دیگه!

** تذکر مهم: خواهشمند است تلاش نکنید چرندیات بالا را در ذهن‌تان تحلیل کنید. من نمی‌خواستم هیچ چیزی را غیرمستقیم بیان کنم. یعنی هیچ‌گاه نخواسته‌ام، نمی‌خواسته‌ام، نمی‌خواهم و نخواهم خواست.

محصولِ ۱۳۸۶ آبان ۶, یکشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

حقیقت

خیلی وقت‌ها برداشت ما از چیزهایی که می‌بینیم یا می‌شنویم اشتباه است.
مثلن ممکن است با دیدن این‌که همه‌ی زن‌های تیفوسی کچل هستند نتیجه بگیریم که تیفوس آدم را کچل می‌کند. در حالی‌که این برداشت اشتباه است. زن‌های تیفوسی را کچل می‌کنند تا راحت‌تر درمان شوند.

یا ممکن است با دیدن این‌که هزینه‌ی استفاده از تلفن در شب‌ها ارزان‌تر است این نتیجه را بگیریم که استفاده از تلفن شب‌ها برای مخابرات ارزان‌تر تمام می‌شود برای همین اگر شب‌ها به جایی زنگ بزنید پول کمتری برای‌تان می‌افتد. در حالی‌که این برداشت هم اشتباه است. هزینه‌ی استفاده از تلفن در روز و شب هیچ فرقی ندارد. کاهش هزینه‌ی تماس در شب یک ابزار است برای این‌که مردم را تشویق کنند اگر تماس ضروری ندارند آن را شبانه انجام دهند تا از بار سنگینی که در طول روز بر روی شبکه وجود دارد کاسته شود.

به [این تصویر] نگاه کنید. اگر کسی به شما نگوید که A و B هم‌رنگ هستند شما هیچ‌وقت به این موضوع شک نمی‌کنید و تا آخر عمر بر این باور خواهید بود که A پررنگ‌تر از B است، اما با حذف خانه‌های اطراف B به راحتی می‌توان فهمید که رنگ خانه‌های A و B یکی است. حالا یک سوآل پیش می‌آید: حقیقت کدام است؟ A و B هم‌رنگ هستند یا نیستند؟ من خیلی راحت می‌توانم ادعا کنم که A و B هم‌رنگ نیستند و رنگ واقعی B هم‌این است که می‌بینید. من ادعا می‌کنم که این قرار گرفتن خانه‌ی B در میان خانه‌های اطراف‌اش است که باعث شده است رنگ واقعی آن هویدا شود و وصل کردن خانه‌های A و B به یک‌دیگر باعث فریب ذهن ما می‌شود و در نتیجه‌ی این فریب است که فکر می‌کنیم A و B هم‌رنگ هستند. فکر هم نمی‌کنم هیچ‌کس بتواند این ادعای من را با دلیل محکمی رد کند.

» همیشه باید به نتیجه‌گیری‌های ذهن ناتوان انسان شک داشت.
» انسان هیچ‌وقت قبل از مرگ به حقیقت نمی‌رسه، اما همیشه می‌تونه به حقیقت نزدیک‌تر بشه.
» حقیقت یکی‌ست. حدس می‌زنم روزی می‌رسه که یکی بودن حقیقت به همه‌مون ثابت می‌شه.

+ گرفتار چرندیات هستیم

+ یکی هم در گذشته‌های نه چندان دور [این‌جا] نوشته بودم (سیاه چاله)
[+]
[+]

+ چند سال پیش یک برنامه‌ی مستند دیدم در مورد کسانی که تجربه‌ی مرگ و بازگشت دوباره به زندگی داشتند (بیش‌ترشون تصادف کرده بودند). در این برنامه با کسانی که این تجربه را گذرانده بودند مصاحبه می‌کرد. هم ایرانی بودند و هم خارجی. یک چیز جالب در حرف‌هایی که می‌زدند مشترک بود. همه‌شان می‌گفتند بعد از مرگ بعد از زندگی بعد از مرگ احساس می‌کردند همه چیز رو می‌دونند و هیچ چیز ناشناخته‌ای براشون وجود نداره.

+ خدایا، کمک کن چیزهایی که مهم نیستند برامون مهم نباشند

محصولِ ۱۳۸۵ دی ۲۸, پنجشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

برهان نظم، ماه، مقدمه

شرايط كره‌ي زمين را اين‌گونه فرض كنيد:
كاملن مسطح است. چند ميليارد انسان بر روي آن زندگي مي‌كنند. تنها كار اين آدم‌ها آن است كه بر روي زمين قدم بزنند. تمام اين آدم‌ها كور هستند و فرض مي‌كنيم هنگام قدم زدن به يكديگر برخورد نمي‌كنند. به همين دليل فكر مي‌كنند كه تنها كسي هستند كه بر روي زمين زندگي مي‌كنند. شرايط زمين اين‌گونه است كه هر ده هزار سال يك بار هوا ابري مي‌شود و تنها يك قطره باران بر نقطه‌اي از زمين فرو مي‌آيد. تراكم جمعيت به قدري هست كه قطره‌ي باران به هر حال بر سر يك نفر فرو خواهد آمد. شما هم يكي از اين آدم‌هاي كور هستيد. مي‌دانيد كه هوا ابري شده است و تا چند لحظه‌ي ديگر، قطره‌اي باران بر زمين و شايد بر سر شما فرو خواهد آمد. اتفاقي كه فكرش را هم نمي‌كنيد رخ مي‌دهد. قطره‌ي باران پايين مي‌آيد و دقيقن بر سر شما مي‌افتد و حالا، يكي از اين افكار در سر شما شكل مي‌گيرد:

- قطره‌ي باران تصادفن بر سر من افتاده است.
- به دليل وجود يك قانون فيزيكي كه من از آن بي‌خبرم، قطره‌ي باران به هر حال بر سر من مي‌افتاد.
- احتمال افتادن قطره‌ي باران بر سر من تقريبن صفر بود. حتمن بايد اراده‌ي با شعوري آن را به سمت سر من هدايت كرده باشد.

اطلاعات شما كافي نيست.

محصولِ ۱۳۸۵ دی ۱۵, جمعه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

برهان نظم

فرض كنيد شش تا كارت داريم كه بدون اين‌كه گوشه‌هاشون روي هم قرار گرفته باشه روي هم چيده شده‌اند. اين كارت‌ها رنگي هستند و به ترتيب رنگ‌هاي رنگين كمان روي هم قرار گرفته‌اند. روي اين كارت‌ها اعداد 1 تا 6 هم به ترتيب نوشته شده. حالا اگر از يك آدم بي‌سواد در مورد منظم يا نامنظم بودن اين كارت‌ها سوال كنيم احتمالن جوابش اين خواهد بود كه هيچ نظمي در كارت‌ها وجود نداره، چون درست روي هم چيده نشده‌اند. اما به احتمال زياد، جواب يك رياضي‌دان و يك نقاش اينه كه در چينش اين كارت‌ها نظم وجود داره. در مقياس بزرگ‌تر، يك مجموعه مي‌تونه از يك نظر نامنظم باشه و از نهصد و نود و نه نظر ديگه منظم؛ يا شايد هم برعكس. مي‌بينيد كه بدون داشتن اطلاعات كامل، اجازه نداريم در مورد منظم يا نامنظم بودن يك مجموعه صحبت كنيم.

مطلب ویژه

فالون دافا

«فالون دافا»، به «فالون گونگ» نیز معروف است. روشی معنوی است که بخشی از زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان شده است. ریشه در مدرسه بودا دارد. ا...

counter.dev

ناآرام

ناآرام

خوراک

آمار

نوشته‌های بیش‌تر دیده شده

گذشتگان

پیوندها

جستجوی این وبلاگ

Powered By Blogger

Google Reader

Add to Google
با پشتیبانی Blogger.