** زبان امروز **
سلام چی کارا میکنید؟
امروز میخوام در مورد تلفظ آمریکاییی چند کلمهی زیر سخن بگم البته فکر میکنم قبلن گفتم ولی اشکال نداره یه بار دیگه هم میگم چون خیلی بامزهس.
به این واژهها نگاه کنید:
certain
curtain
mountain
written
button
Britain
Clinton
sentence
important
در همهی کلمههای بالا صدای n بعد از t شنیده میشود. در این جور مواقع صدای t و n را ته گلو باید خفه کرد. برای مثال من written را برای شما میگویم.
اول بگویید «ری». حالا مکث کنید (چند میلی ثانیه بمیرید) گلوی خود را ببندید و هوا را با کمی فشار از آن خارج کنید. (شبیه صاف کردن گلو، یا شبیه اینکه هوایی را که در سینه حبس کردهاید بخواهید بیرون دهید)
بعد که هوا را آزاد کردید حرف «ن» را بگویید.
بقیه هم به همین راحتی تلفظ میشوند. مثلن برای sentence اول بگویید «سن» بعد عملیاتی که گفتم رُ برای ten انجام بدید بعد هم که میگید «س»
کارتون Horton hears a who رُ که دیدم هم همینجوری بود و Horton همینجوری که گفتم تلفظ میشد.
** این قانون در مورد فعلی مثل contain اجرا نمیشود چون استرس بر روی حرف t قرار دارد و این حرف باید تلفظ شود.
فکر میکنم (حدس میزنم) این قانون برای صداهای d و n هم اگر پشت سر هم بیایند اجرا میشود ولی خفیفتر.
student (برای den)
forbidden
hidden
در مورد کلمهی student یک قانون دیگر هم وجود دارد و آن این است که بعضی وقتها اگر حروف nt پشت سر هم بیایند حرف t یا تلفظ نمیشود (و یا خفیف بیان میشود). پس در کلمهی student حرف t را نباید آخر کلمه تلفظ کنیم.
چند مثال دیگر از جاهایی که t پس از n میآید و تلفظ نمیشود
department
restaurant
twenty
international
internet
recent
I don'(t) know
اگر فکر میکنید چیزهایی که در زبان امروز میگویم باعث گمراهی دیگران میشود بسیار لطف میکنید که مرا آگاه کنید
آدمها دو دستهاند. یه دقیقه بذارید حواسام رُ جمع کنم ببینم چی میخوام بگم چون خیلی خوابام میآد
kspin امروز بهام زنگ زد گفت برو ببین چی نوشتم تو وبلاگام. رفتم دیدم توی یه بازی [
دیشب خواب حضرت یوسف رُ دیدم. رفته بودم یه زندان تاریک. یه گوشه بیحرکت دراز کشیده بود. آروم رفتم کنارش نشستم. چشاش بسته بود. ازش خون زیادی رفته بود. به نظرم رگاش رُ زده بودند، شاید هم بهخاطر اینکه هر چهقدر صبر کرده بود خوابی ندیده بود که تعبیرش آزادی از اون زندان باشه، خودش این کار رُ کرده بود
این عکس رُ توی فلیکر پیدا کردم. خیلی قشنگه! من رُ یاد وقتی میندازه که میرفتیم دریا. توی جاده همه جا از اینا آویزون بود. بعد کم کم دریا پیدا میشد. هوا گرم بود. پوست مینداختم همیشه
دیشب خواب دیدم سفارت ترکیه توی آمریکا تعطیل شده و دانشجوهای آمریکایی که میخوان برن ترکیه درس بخونن همه مجبور هستند بیان از سفارت ترکیه توی ایران ویزا بگیرن. من هم جلوی سفارت یه عکاسی داشتم که هر کس عکساش مناسب نبود راهنماییاش میکردن میاومد پیش من براش عکس ویزا میگرفتم. دیگه انقدر با این آمریکاییها حرف زده بودم زبانام خوب شده بود و بعدازظهرها میرفتم اینور اونور خصوصی درس میدادم. بیشتر کسایی که میاومدن پیشام خیلی استرس داشتن و ازم راهنمایی میخواستن که مصاحبه چه جوریه و اینجور حرفا. منم بهشون دلداری میدادم و میگفتم نگران نباشید راحتتر از چیزیه که فکر میکنید (همینجوری از خودم یه چیزی میگفتم چون اصلن نمیدونستم منظورشون از مصاحبه چیه). کسایی که مصاحبه میکنند دو نفر هستند. یکیشون یه خانم چادریه و یکیشون هم یه بندرعباسیه؛ میشه گفت سیاهپوسته تقریبن. شما سعی کنید برید پیش اون خانوم چادریه چون خیلی مهربونه و راحت بهتون ویزا میده.
یه نفر به طرز با مزهای ازم تشکر کرده بود
این زن خشنتر از اونه که نتونه فردا رُ تعطیل اعلام کنه
