جنبه
دین اسلام بیشتر از اینکه مبتنی بر فطرت انسانها باشه بر جنبهی انسانها بنا شده. شما هم اگر فکر میکنید کاری که انجام میدهید با جنبهی شما همخوانی داره میتونید مطمئن باشید که تا حد زیادی همراستای چیزهایی که اسلام گفته قدم برمیدارید. اجازه بدهید دو تا مثال ساده براتون بزنم.
یک:
شما دوست دارید که به چهرهی زیبای دختران نگاه کنید و از تماشای اونها لذت ببرید. پس اگر یک روز کنار خواهرتون نشسته بودید و دیدید که یک نفر سومی در حال نگاه کردن به خواهرتون داره بیهوش میشه حتمن جنبهش رو داشته باشید.
دو:
شما دوست دارید با دوشیزههای مهربون زیادی همخوابگی داشته باشید. هیچ اشکالی هم نداره، خودشون که راضی هستند و با میل خودشون هم با شما همراهی میکنند. ولی اگر یک روز وارد خانه شدید و دیدید که خواهرتون با کمال میل، یک پسر مهربون رو همراهی میکنند چی؟ باز هم اشکالی نداره؟ جنبهش رو دارید یا خیلی سریع رگ غیرتتون میزنه بیرون؟
اسلام هم چیزی خاصی نمیگه. فقط میگه اگر جنبهی کاری رو ندارید اون کار رو انجام ندید. اگر خیلی چیزها رو هم ممنوع کرده برای اینه که همهی من و شما خوب میدونیم که جنبهش رو نداریم.
۱- یک پسرعمو دارم که تقریبن چهارده سالشه. چند روز پیش بنا به دلایلی رفته بودم رو مخاش که از دو چیز باید دوری کنی: مال و فرزند؛ و همهش توی گوشاش میخوندم که راه دوری از فرزند هم خیلی ساده است: ازدواج نکردن! از صبح کله سحر تا بعد از ظهر انقدر این جملات رو براش تکرار کرده بودم که همهش رو از حفظ شده بود و به هرکی میرسید قشنگ براش تعریف میکرد که راه دوری از فزرند چیه.
