شیرین نیست
مانند بچهای که بخواهد لجبازی کند فکر میکردم اگر چیزی دربارهی او ننویسم خیالام راحتتر است. اما همهی ما خوب میدانیم که بیخسرو، شیرین نیست. (بگذریم از اینکه زندگی چه با خسرو چه بیخسرو شیرین نیست!)
چند روز پیش مادر بزرگام را دیدم. دیگر توان رنگ کردن موهای زیبایاش را از دست داده بود و دستاناش را به نشانهی تسلیم در برابر آخرین ضربههای سهمگین زندگی بالا آورده بود. زندگی همهی ما را از کودکی با مشتهای خود به زمین سخت میکوبد. اما فرار از ضربههای آخر کار آسانی نیست.
چی دارم میگم؟ اصلن خودم هم نمیدونم چی میخوام بگم! یه دفعه عکس خسرو شکیبایی رُ دیدم. دلم گرفت. هر آدمی که میره ما تنهاتر میشیم. برای تنهایی خودمون گریه میکنیم در واقع. کاش میشد فهمید چیکار باید کرد
روحاش شاد
یکی از دوستانام یک CD دربرگیرندهی سخنرانیهای معروف تاریخ به من داده است. یکی از سخنرانیها مربوط به زمانی است که بمب اتمی بر روی هیروشیما انداخته شد. سخنرانی از زبان رییسجمهور وقت آمریکاست (Truman):
یاشار عزیز در این [
امروز که برای تدریس به یکی از مدارس اطراف شیراز رفته بودم، یکی از شاگردان از من پرسید آیا خوردن کنسرو حرام است؟ گفتم از نظر کی؟ گفت اسلام. گفتم فکر نمیکنم حرام باشد اگر حرام بود در قرآن گفته میشد یا فتوای حرام بودناش برای مسلمانان صادر میشد. آن پسر از من این بار پرسش دیگری پرسید. او پرسید آیا مصرف مشروبات الکلی حرام است؟ گفتم اگر قرآن را خوانده باشی میدانی که بله حرام است. خداوند در قرآن فرمودهاند که نوشیدن مشروبات الکلی فایده دارد اما چون ضررش بیشتر از فایدهاش است نوشیدن آن حرام است. او آنگاه در مقام پرسش برآمد که چرا در نخستین روزهای اسلام مشروبات الکلی حرام نبودند و بهتدریج حرام شدند؟ من به او اینگونه پاسخ دادم که هر چیزی مراحلی دارد. اسلام هم در مراحل ابتدایاش شراب را حرام نکرده بود چون عدهی بیشماری از اعراب در آن زمان شرابخوار بودند و اگر میفهمیدند که اسلام با شراب مخالف است به سوی این دین نمیآمدند. آنگاه برای او بیشتر توضیح دادم که یکی از دلایل حرام بودن مشروبات الکلی، اثر مخربی است که بر روی کبد میگذارد که در نهایت باعث نابودی آن میشود. آن شاگرد اما این بار پرسید که آیا دربارهی اثر نابود کنندهی مواد افزودنی کنسروها چیزی میدانم؟ من هم که پزشکی نخوانده بودم پاسخ دادم خیر، نمیدانم. سپس اینگونه برایام توضیح داد که مصرف بیش از اندازهی هرگونه کنسروی مانند شراب، در طول زمان باعث نابودی کبد میگردد. بعد از این حرف کمی بهفکر فرو رفتم، آنگاه در مقام پاسخگویی برآمدم و به او گفتم اگر بدین گونه باشد که مینمایی، مطمئن باش اگر در زمان پیامبر چیزی مانند کنسرو وجود داشت خداوند خوردن آن را حرام مینمود. آنگاه برای او چنین توضیح دادم که فرض کن مشروبات الکلی دو سه سال است که کشف شده است و در آن زمان اینجور چیزها وجود نداشت و خداوند انسان را از نوشیدن آن منع نمیکرد. همین که ما امروز میدانیم مشروبات الکلی چه ضرری دارند برایمان کافیست تا آنها را حرام بدانیم؟ آن شاگرد سخنام را که برآمده از دلیل و برهانی قوی بود پذیرفت و بسیار خوشحال بود که برای یکی دیگر از پرسشهایاش پاسخ روشنی یافته است.
سه سال از روزی که نخستین پست وبلاگام را نوشتم میگذرد. از همهی دوستانی که احساس حضور احتمالیشان در میان خوانندگان این وبلاگ، باعث دلگرمی و شادی من در تمام این مدت بود، سپاسگزارم.
بخشی از کتاب *«تجسم خلاق»:
یک چیز جالبی که وجود داره اینه که ما فقط میتونیم از موجودات فرازمینی که از ما هوشمندتر هستند پیام رادیویی دریافت کنیم. چون وقتی پیام از طرف ما دریافت بشه یعنی هزاران سال پیش ارسال شده. هزاران سال پیش هم که اصلن اینجا خبری نبود که. حداکثرش این بود که آرش داشت با تیرکموناش مرز ایران رُ تعیین میکرد.
در کتابی که [
ما ایرانیها خیلی زیاد به هم خسته نباشید میگوییم. مسخرهترین قسمتاش هم آنجاست که ساعت نه صبح هم برای احوالپرسی به یکدیگر خستهنباشید میگوییم.
