the sad story of finding my lost curiosities over the years

محصولِ ۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

السلام علیک یا امامزاده داوود

من یه مدت توی سربالایی‌ی امامزاده داوود چاقاله بادووم می‌فروختم. یه دکه‌ی کوچیک داشتم. بیش‌تر کسانی که برای زیارت امامزاده از اون‌جا رد می‌شدند مشتریِ من بودند. یه باغ اون نزدیکی بود. رفته بودم یکی از درخت‌های چاقاله‌بادوم‌اش رو کرایه کرده بودم. بعضی وقت‌ها که تعداد زائرها بیش از حد معمول می‌شد همه‌ی چاقاله بادوم‌ها خیلی زود فروش می‌رفت و کسانی که به‌شون چیزی نمی‌رسید معترض ِ این قضیه می‌شدند. این بود که گاهی مجبور می‌شدم تا باغ برم و برای کسانی که منتظر ایستاده بودند کمی چاقاله بادوم بچینم از درخت.
من با نگاه‌ام با مشتری‌ها حرف می‌زدم. چه کسانی که بالا می‌رفتند. چه کسانی که برمی‌گشتند. بعضی‌ها که برمی‌گشتند ناامید بودند. انگار دیگه خسته شده باشند. از نگاه‌شون می‌فهمیدم. می‌رفتم کنارشون و چند قدمی تا پایین باهاشون می‌رفتم. هیچ حرفی نمی‌زدم. فقط باهاشون می‌رفتم. شاید یه جوری می‌خواستم به‌شون بگم نگران نباشید؛ من هم هستم! یه جور دلگرمی بود.
وقتی برمی‌گشتم بالا سمت دکه، گنبد امامزاده پیدا بود. سلام می‌دادم. السلام علیک یا امامزاده داوود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تازگی‌ها بازدید این وبلاگ خیلی زیاد شده و من فکر می‌کنم به خاطر افزایش بیش از اندازه‌ی تعداد روبات‌هایی باشه که برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی در حال گشت‌زنی و پرسه در فضای اینترنت‌اند. برای این‌که درستی نظریه‌ی خودم رو بررسی کنیم خواهشی از شما داشتم. اگر آدم هستید برای این پست نظر بگذارید؛ وگرنه به پرسه‌زنی خود ادامه دهید. از توجه شما سپاسگزارم!

مطلب ویژه

فالون دافا

«فالون دافا»، به «فالون گونگ» نیز معروف است. روشی معنوی است که بخشی از زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان شده است. ریشه در مدرسه بودا دارد. ا...

counter.dev

ناآرام

ناآرام

خوراک

آمار

نوشته‌های بیش‌تر دیده شده

گذشتگان

پیوندها

جستجوی این وبلاگ

Powered By Blogger

Google Reader

Add to Google
با پشتیبانی Blogger.