the sad story of finding my lost curiosities over the years

محصولِ ۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

آخرش که چی

من اگه یه روزی یه فیلمی بسازم، حتمن این صحنه رُ توش می‌ذارم:

یه نفر داره از دست پلیس فرار می‌کنه، می‌زنه شیشه‌ی یه ماشین رُ می‌شکونه و سوارش می‌شه. دو تا دست‌اش رُ می‌بره زیرِ فرمون ماشین و با یک حرکتِ برق آسا دو تا سیمِ سر لخت می‌کشه بیرون که آماده هستند به هم زده بشن و جرقه و اینا! اما هرچی سرِ این دو تا سیم رُ به هم می‌زنه هیچ جرقه‌ای زده نمی‌شه و ماشین هم روشن نمی‌شه. بعد که دستگیر می‌شه پلیس براش توضیح می‌ده که این‌جوری که می‌خواستی ماشین رُ روشن کنی فقط توی فیلم‌هاست! از حالا به بعد هم هر حرفی بزنی توی دادگاه علیه خودت استفاده می‌شه. دزده هم می‌گه من بدون حضور وکیل‌ام یک کلمه هم حرف نمی‌زنم. این دیالوگ آخری که بین‌شون شکل می‌گیره هم در واقع فقط توی فیلم‌هاست ولی یه جورایی این دو نفر با نگاه کردن تو چشای هم دیگه به توافق می‌رسند که دیگه به این یه تیکه گیر ندن. ماشین که روشن نشد حداقل تهِ دل‌شون شب که می‌رن خونه وقتی از پنجره به بیرون نگاه می‌کنند و پرده رُ می‌کشند و می‌رن پرت می‌شن روی تخت احساس خوبی توی قلب و روح‌شون هست... بله...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تازگی‌ها بازدید این وبلاگ خیلی زیاد شده و من فکر می‌کنم به خاطر افزایش بیش از اندازه‌ی تعداد روبات‌هایی باشه که برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی در حال گشت‌زنی و پرسه در فضای اینترنت‌اند. برای این‌که درستی نظریه‌ی خودم رو بررسی کنیم خواهشی از شما داشتم. اگر آدم هستید برای این پست نظر بگذارید؛ وگرنه به پرسه‌زنی خود ادامه دهید. از توجه شما سپاسگزارم!

مطلب ویژه

فالون دافا

«فالون دافا»، به «فالون گونگ» نیز معروف است. روشی معنوی است که بخشی از زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان شده است. ریشه در مدرسه بودا دارد. ا...

counter.dev

ناآرام

ناآرام

خوراک

آمار

نوشته‌های بیش‌تر دیده شده

گذشتگان

پیوندها

جستجوی این وبلاگ

Powered By Blogger

Google Reader

Add to Google
با پشتیبانی Blogger.