ریلکس باش
سال دوم دبیرستان تابستون یه جا کلاس شیمی میرفتم. یه معلم جوون باحال داشتیم.
اون موقع سر کلاس یه نصیحتی به ما میکرد که من نمیفهمیدم منظورش چیه؟
میگفت زندگی رُ سخت نگیرید، اگر سخت بگیرید زندگی هم به شما سخت میگیره. من همیشه بیخیال سختیها هستم. همین چند وقت پیش از کلاس اومدم بیرون، دیدم ماشینام نیست. دزد برده بود! عین خیالم نبود. گفتم ماشین رُ دزد برده دیگه. خب حالا چیکار کنم مثلن؟ بعد از چند روز ماشین پیدا شد (یه همچین چیزی تعریف کرد)
خیلی برام جالبه که من توی اون سن نمیفهمیدم سختی زندگی یعنی چی؟ واقعن نمیفهمیدم چون هیچ سختی نکشیده بودم تا اون موقع (اگرچه اعتراف میکنم تا الان هم سختی زیادی نکشیدهام به اون صورت! خدا رُ هم شاکر نیستم از این بابت چون قبلن گفتم بهتون دلیلاش رُ)
فقط منظور اینکه یه چیزهایی رُ آدم یه زمانی نمیفهمه، بعدن میفهمه. جالبه برام که اون موقع نمیفهمیدم سختی زندگی یعنی چی.
معلم شیمیمون اگر چه ممکن بود مشکلات زیادی داشته باشه اما ریلکس بود و به کسی استرس وارد نمیکرد اگر ناراحت بود.
همه مشکلات دارند. بهتره مشکلاتمون رُ پیش خودمون نگه داریم و زیاد دنبال شریک غم نگردیم

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
تازگیها بازدید این وبلاگ خیلی زیاد شده و من فکر میکنم به خاطر افزایش بیش از اندازهی تعداد روباتهایی باشه که برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی در حال گشتزنی و پرسه در فضای اینترنتاند. برای اینکه درستی نظریهی خودم رو بررسی کنیم خواهشی از شما داشتم. اگر آدم هستید برای این پست نظر بگذارید؛ وگرنه به پرسهزنی خود ادامه دهید. از توجه شما سپاسگزارم!