کارهای ثواب دار
- ازم بخرید ثواب داره
- چنده خانم؟
- سه تاش پونصد، شیش تا هزار
- نه تاش چهقدر میشه؟
- هزار و پونصد
- دوازده تا چی؟
- دو هزار
- پونزده تا؟
- دو هزار و پونصد
- هیجده؟
- قابل نداره
- خیلی ممنون
- سه هزار
- بیست و یک؟
- سه هزار و پونصد
- و در نهایت بیست و چهار؟
- چهار هزار
همهاش در چند ثانیه اتفاق افتاد
نذاشتم! نذاشتم معجزه کنه!
دیشب ادموند بزیک اومد به خوابم. 
جملهی زیر رُ توی سردر فرندفید یکی از آدمهایی که از ایران رفته [
یه جملهای هست که میگه
نوری که در عکس زیر میبینید من رُ دیوونه میکنه. تصویر نور همیشه تاثیر عمیقی روی من میگذاره. البته نه هر نوری (مثلن نوری که از لای برگهای درخت تابیده باشه شاید اینجوری نباشه). ولی بیشتر نورها همینجور هستند. 


سال دوم دبیرستان تابستون یه جا کلاس شیمی میرفتم. یه معلم جوون باحال داشتیم.
صداقت و پاکی بچهها همیشه من رُ به وجد میآره. شاید بعضی از حرفهایی که بچهها میزنند بهنظر برسه که فقط مخصوص توی فیلمهاست، ولی من میخوام دو نمونه از چیزهایی رُ که خودم دیدهام براتون تعریف کنم.
چند روز پیش داشتم به پنجره نگاه میکردم (ماتام برده بود) یه دفعه یه نفر با سرعت از پشت شیشه رد شد. با سرعت منظورم اینه که دوید و رد شد. اما من نفهمیدم کی بود. چون سریع رد شد نفهمیدم کی بود.
