ایدهی خام
یکی از روشهای اینکه بفهمیم چه کسی یه کاری رُ انجام داده اینه که ببینیم چه کسانی از اون کار نفع میبرند. برای نمونه به آدمخوارهای داعش اشاره میکنم. به نظرِ من سه گروه از وجودِ این آدمکشها سود میبرند. خبرگزاریها، کارخانههای شمعسازی و پرورشدهندگانِ گل. نمودار زیر نشاندهندهی میزانِ فروشِ شمع در سطح جهان در طولِ دو سال گذشته به میلیون دلار است.
پس یک حدسِ خام و اولیه اینه که این سازمانها حمایتکنندههای اصلیِ داعش هستند. ایدهی دوم اما مربوط میشه به دستگاهِ پلیاستیشنای که در خانهی یکی از آدمکشها در فرانسه پیدا شده. با پیدا شدنِ این دستگاه دو اتفاق ممکنه بیافته. اول اینکه مردم از پلی استیشن متنفر بشوند و آمارِ فروشِ اکسباکسِ مایکروسافت افزایش پیدا کنه. در این صورت میشه نتیجه گرفت که حامیِ اصلیِ داعش کسی نیست جز شرکتِ مایکروسافت. دومین اتفاقی که ممکنه بیافتاه اینه که علاقهی مردم به پلی استیشن و در نتیجه فروشاش افزایش پیدا کنه. در این صورت میشه نتیجه گرفت که شرکتِ ژاپنیِ سونی پیشتبانِ اصلی داعش هست.
برای اینکه متوجه بشید حرفهای من بیراه نیست به شرکتهای سازندهی ویروسکش توجه کنید. این شرکتها هرساله بودجهی زیادی صرفِ ساختِ ویروسهای جدید میکنند چرا که اگر ویروسی وجود نداشته باشه اونها هم ورشکست میشوند. در واقع این یک نقشهی تجاریِ موفق است. اینکه شما برای تولیدِ یک نیاز در جامعه «الف» تومان خرج کنید و بعد، از پاسخگویی به این نیاز «ب» تومان درآمد کسب کنید در حالیکه «ب» بیشتر از «الف» باشد.
پس یکی از راههای مبارزه با داعش ورود به بازارِ عرضه و تقاضا و به هم ریختنِ اونه. مثلن ایران به جای اینکه سالانه میلیاردها دلار صرفِ مبارزه با داعش در سوریه و عراق کنه، کافیه نصفِ این مبلغ رُ صرفِ ساختِ مزارعِ پرورشِ گل و کارخانههای شمعسازی کنه و با عرضهی انبوهِ شمع و گل به بازارهای جهانی قیمتِ این دو محصول رُ بهشدت پایین بیاره. با این کار هزینههای حمایت از داعش دیگه با فروشِ شمع و گل جبران نمیشه و این کار توجیه اقتصادیِ خودش رُ از دست میده و داعش خود به خود نابود میشه.

یه سوالی که همیشه برام مطرح بوده اینه که چه کسانی باید عطرِ زنونه بزنند و چه کسانی عطرِ مردونه. اگر عطرِ مردونه عطریه که مردها از بوی اون خوششون میآد، بهتر نیست زنها عطرِ مردونه بزنند؟ و اگر عطرِ زنونه عطریه که زنها از بوی اون خوششون میآد، بهتر نیست مردها عطرِ زنونه بزنند؟ آدم باید برای خودش عطر بزنه یا برای دیگران؟
چند تا دیگه از تفاوتهای انسان و حیوان:
شاید یکی از دلایلِ وجودِ خدا اصلن همین باشه
دکارت اومد با خودش یه فرضی کرد. گفت من فرض میکنم هیچ چیزی وجود نداره. اما دستِکم همین فرضی که الان میکنم وجود داره. پس من هم وجود دارم، چون من دارم این فرض رُ میکنم. و اینجوری بود که وجودِ خودش رُ اثبات کرد و گفت: «میاندیشم، پس هستم.»
