کم خونی
من یه کم احساس خستگی میکردم این چند روز، رفتم دکتر. دکتر گفت چته. گفتم احساس خستگی میکنم. گفت چرا؟ هیچ جوابی ندادم. فقط نگاش کردم. گفت بذار معاینهات کنم. معاینهام که کرد گفت کلیهات داره برعکس کار میکنه. یعنی به جای اینکه مواد زائد رو از خون بگیره دفع کنه، مواد مفید و موردِ نیاز رو داره از خون میگیره دفع میکنه. برای همین کم خون شدهای و احساس خستگی میکنی. بعد برام یه آزمایش ِ کم خونی نوشت، که برم مطمئن شم کم خون هستم. آزمایشگاه اتاق بغلی بود. رفتم اتاق بغلی، دکتر هم با آزمایشی که در دست داشت پشت سرم اومد. یه شلنگ با سوزن زد توی دستام، سر دیگهاش رو انداخت توی یک گالن ِ پنج لیتری. یه کم صبر کردیم. خون همینجور توی سطل بالا میاومد. به درجهی چهار که رسید ایستاد. گفت نیگا کن اینجا رو، تو چهار لیتر خون توی بدنات داری. آدم ِ سالم پنج لیتر خون باید داشته باشه. تو کم خونی داری. که دلیلاش همونیه که گفتم. کلیهات داره برعکس کار میکنه. گفتم: کجا رو؟ گفت: اینجا رو، اینجا. با دستاش داشت عددِ چهاری که روی سطل نوشته شده بود رو نشون میداد.
- چوق کبرید دارین شما آقای محترم؟
با توجه به اینکه این روزها الماسِ تقلبی توی بازار خیلی زیاد شده، بر آن شدم که تفاوتِ الماسِ اصل و تقلبی رو اینجا با یک شکل به دوستان نشون بدم. همون طور که در شکلِ زیر میبینید، الماسِ اصل سه بعدیه. و تقریبن پنج وجهی هم هست. اما الماسهای تقلبی برشِ خیلی سادهای دارند، تقریبن لوزی هستند و مسطح هم هستند (سه بعدی نیستند):
یه استخری توی محلهی ما هست که آباش خیلی تمیزه. خیلی هم خلوته. شاید هر بار توی آب ده پونزده نفر بیشتر نباشند. فقط یک مشکلی داره این استخر. خیلی گرونه! قیمتِ بلیتاش چهارصد و سیهزار تومنه!
» شما «جاده خدا» یادتونه؟ من یادمه ولی یادم نیست توی کدوم بازی بود
اولین روزی که رفتم مدرسه، همیشه دوست داشتم معنیِ دو تا چیز رو بدونم. یکی جملهای که روی دیوارِ حیاط نوشته شده بود، و دیگری خطوطِ مبهمی که گوشهی تختهسیاه نوشته شده بودند و هیچوقت پاک نمیشدند. چند ماهی که گذشت فهمیدم روی دیوار نوشته: «پاکیزگی از ایمان است» و گوشهی تخته نوشته شده بود: «۲/۴ = ۲ × ۱/۲». معنی ِ نوشتهی روی دیوار کاملن واضح بود، اما هیچوقت نفهمیدم این اعداد برای چی روی تخته نوشته شدهاند. علامت سوالی که در ذهنام شکل گرفته بود وقتی بزرگتر شد که در سالِ دوم، سوم، چهارم و تمام ِ سالهای راهنمایی و دبیرستان این عدد گوشهی تخته نوشته شده بود، حتا وقتهایی که ریاضی نداشتیم. و جالب بود که هیچوقت هم ارادهای برای پاک کردنِ این تساوی از روی تخته وجود نداشت. اما رازِ این اعداد در چیست؟ با کمی جستوجو در کتابهای دستنوشتهی قدیمی، متوجه میشیم که عدد ۱/۲ یکی از عددهای عجیب در علم ریاضیست که وقتی ضرب در دو میشه تبدیل میشه به ۲/۲، یعنی قسمتِ اعشاریش ثابت باقی میمونه. از جمله در کتابِ التَّفهیم (قدیمیترین کتاب ریاضی و نجوم به زبان فارسی، اثر ابوریحان بیرونی) به این عدد اشارهای کوتاه شده است. اما چرا پنهان ماندنِ ویژگی ِ این عدد تا این حد اهمیت دارد؟ 
- حسن از سوئد روی خط با ماست. نازنین از مشهد روی خط با دوغ. کدوم رو بدم؟
نوآم چامسکی:
