the sad story of finding my lost curiosities over the years

محصولِ ۱۳۸۵ مهر ۸, شنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

Love Actually


[یه نفر] گفته بود اگر نظري در مورد فيلم [Love Actually] داشتم بگم:

Love actually, is something so beautiful
It may happen in your life more than once
The first time, it makes you marry
The second time, it makes you cry
And the other time, it makes you feel unfaithful
It is the rest of times that make you believe
What you call love, is something else
Make you believe that
A true love, doesn't happen twice
A true love, is something that happens once


محصولِ ۱۳۸۵ مهر ۷, جمعه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

** زبان امروز **

يكي از معاني help كه خيلي هم استفاده مي‌شه "جلوگيري كردن يا كنترل كردن" هست.
مثلن فرض كنيد كه جايي كه نبايد بخنديد مي‌زنيد زير خنده و يك نفر با جديت به شما مي‌گه:

Stop giggling!

شما هم مي‌گيد:
I can't help it!

يعني نمي‌تونم كنترل‌ش كنم/جلوش رو بگيرم

محصولِ ۱۳۸۵ مهر ۳, دوشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

مهماني خدا

BBC Science & Nature:
The latest fossil find of a human ancestor had a brain volume less than one quarter that of a full-grown modern human.

پنج تا سي‌دي Ubuntu سفارش داده بودم كه رسيد در خونه‌مون :) ارسال‌ش تا ايران مجانيه. ولي بابت گمرك دويست تومن از من گرفتند! خُب، يكي كه ماله خودمه. يكي هم كه از قبل يكي خواسته بود. سه تاي ديگه‌ش هم كه درحال حاضر اضافيه و اگر سه شرط زير رو دارا هستيد مي‌تونيد از من بگيريد:

1- به Linux علاقه داريد.
2- حوصله نداريد خودتون سفارش بديد و منتظر رسيدن CD بمونيد.
3- مي‌تونيد يه قرار بگذاريد و CD رو تحويل بگيريد.

اين OS بر پايه‌ي Linux ساخته شده و نيازي به نصب نداره. فقط كافيه CD رو داخل دستگاه بگذاريد و از CD بوت بشيد.

» لينكدوني سمت راست صفحه رو (delicious) تازه راه انداخته‌م. حواستون هست؟!

+ ماه رمضون‌تون هم مبارك. يك كم به فكر [بيچاره‌ها] باشيم (ببخشيد، تصاوير كمي تكان‌دهنده هستند. ولي ديدن‌شون لازمه-هرچند پنج دقيقه بعد همه چيز يادمون مي‌ره)

+ به [طب قرآني] يك نگاه بياندازيد.

+ [تصويري] كه مشاهده مي‌كنيد مربوط مي‌شه به اولين غلط ديكته‌اي من در سال اول دبستان (با تشكر از مادر گرامي كه زحمت كشيده و از تمام دفترهاي من به‌خوبي نگهداري كرده‌اند). همون‌طور كه مي‌بينيد كلمه‌ي "بم" ابتدا درست نوشته شده بوده، ولي بعد از چند ثانيه به دلايلي يك سركش ديگر هم به‌ش اضافه شده! (به سر "نم" هم همين بلا اومده). پايين صفحه هم كلمات غلط بازنويسي شده‌اند.

+ من امام را دوست دارم [تصوير]

روياي بهشت

نقاشي زير رو نمي‌خواستم اين‌جا بگذارم. چون نوك پرنده اصلن خوب نشده. ولي اشكالي نداره، مي‌گذارم. اسم‌ش رو هم گذاشته‌م Dreaming of Heaven. تقديم به دريمرز آو هه‌ون! كلّن اين‌ها رو وقتي مي‌كشم كه يك دفتر جلوم باشه و سر كلاس نشسته باشم و معلم هم درحال چرت و پرت گفتن باشه! تقريبن همه‌ي دفترهام پُره از اين‌ها! ولي ديگه فكر نمي‌كنم چنين فرصت‌هايي پيش بياد.

** زبان امروز **

براي گفتن ساعت، "minutes" بايد بعد از همه‌ي اعداد به‌جز 5 و 10 و 20 و 25 استفاده بشه. ولي به‌كار بردن minutes بعد از اين چهار عدد اختياريه.

مثلن هردوي ساعت‌هاي زير درست هستند:
It's twenty past nine
It's twenty minutes past nine

اما،
غلط: It's twenty-three past nine
درست: It's twenty-three minutes past nine

محصولِ ۱۳۸۵ مهر ۱, شنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

جنگ و كودكي

تمام چيزهايي كه الان در ذهن من هستند:

» باز هم فصل گند و مزخرف و مسخره‌ي پاييز شروع شد!

» تا حالا آدم‌هاي اوا خواهر نديده بودم. ولي فقط در همين يك ماه گذشته سه جفت از اون‌ها رو با چشم‌هاي خودم ديدم. اين جفت آخري كه امروز ديدم فقط لباس‌شون مردونه بود و هيچ فرقي با دخترها نداشتند. فكر مي‌كنم به بركت دولت كريمه‌ي آقاي احمدي‌نژاد كه با شعار مهر ورزي روي كار اومده، آدم‌هاي دوجنسه هم فرصت اظهار وجود پيدا كرده‌اند.

» دايي يكي از بچه‌ها در سن 37 سالگي و درحالي‌كه مجرد بود سكته مي‌كنه و از دنيا مي‌ره. با چند نفر كه در اين مورد صحبت كردم نظر همگي اين بود كه داستان زندگي من هم همين‌طوري به پايان مي‌رسه! X)

» آلبوم جديد كريس دي برگ به اسم ["Storyman"] هفتم اكتبر مي‌آد بيرون. هر چند كه تمام آهنگ‌هاي ايشون از يك سبك خاص پيروي مي‌كنند و تقريبن شبيه هم هستند، ولي از ليريكس هيچ‌كدوم از آهنگ‌ها نمي‌شه به سادگي گذشت.

» [اين] رو هم گوش كنيد. قشنگ بودن‌ش رو تضمين مي‌كنم!

» آخرين چيزي كه الان توي دهنم وول مي‌خوره موضوع جنگه. مادرم مي‌گه شروع درد زايمان همراه بود با آژير قرمز و قطع شدن برق بيمارستان و حمله‌ي هوايي. پرستارها به مادرم مي‌گفتند نترس، چيز مهمي نيست، فقط حمله‌ي هوايي شده! مادرم هم مي‌گفت من خودم نمي‌ترسم، بيشتر نگران اين بچه هستم كه هنوز به شرايط جديدي كه واردش مي‌شه عادت نداره! و از اون روز بود كه من درحالي پا به اين دنيا گذاشتم كه همه چيز در تاريكي فرو رفته بود و تاريكي. شايد به همين خاطر باشه كه هنوز هم چيزي جز تاريكي نمي‌بينم!
سالي كه جنگ تموم شد من كلاس اول دبستان رو تموم كرده بودم. بنابراين طبيعيه كه دست‌كم دو سه سال از جنگ رو به ياد داشته باشم. (ولي بعضي‌ها رو ديده‌ام كه دو سه ماه از من بزرگ‌تر هستند ولي هيچ چيزي از اون موقع يادشون نيست)

** زبان امروز **

حالا كه از كدو (زوكيني) صحبت كرديم خوبه كه از بادمجان هم صحبت كنيم كه باعث ناراحتي و دلخوري نشه.

بادمجان = eggplant (يه چيزي تو مايه‌هاي گياه تخم‌مرغي)

محصولِ ۱۳۸۵ شهریور ۲۷, دوشنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

آخر دنيا

گذشتْ روزگاري كه يك گوشه مي‌نشستيم، ساعت‌ها به دريا خيره مي‌شديم و كوچك‌ترين حركتي بر آب را با سايه‌ي كساني كه شايد به نجات‌مان شتافته باشند اشتباه مي‌گرفتيم. روزها يكي پس از ديگري مي‌گذرند و باز هم روزي ديگر، روز بيست و پنجم. بچه‌ها بدون اين‌كه منتظر نجات‌دهنده‌اي باشند، غرق در شادي هستند و از دويدن و بازي در ساحل لذت مي‌برند. صدايي آرام در گوشم مي‌خواند: اين‌جا آخر دنياست! بچه‌ها مادرشان را صدا مي‌زنند و ساعتي بعد همگي در آب هستند. درخشش آفتاب، امروز گرم‌تر و ملايم‌تر از روزهاي گذشته است. اين‌جا آخر دنيا و آغازي بر تمام آرزوهاي دوران كودكي و روياهاي ماست

** زبان امروز **


zucchini = زوكيني = كدو

محصولِ ۱۳۸۵ شهریور ۲۵, شنبه
هزینه‌ی ساخت: ۲۵ میلیون دلار

كمال‌الدين جناب

» ديشب ساعت يازده و نيم تلويزيون رو روشن كردم. كانالِ يك برنامه‌اي داشت مستند درباره‌ي استاد "كمال‌الدين جناب" كه ظاهرا شاگرد دكتر حسابي بود و حدود نود و اندي سال سن داشت. يك بار به ملاقات يكي از دوستان قديمي و هم‌سن‌و‌سال خودش رفت. دوستش هم كه خيلي پير شده بود حرف جالبي زد. گفت: "اين روزها سمعك كارها رو خيلي راحت كرده. از وقتي سمعك مي‌زنم ديگه كسي نمي‌فهمه كه من كر هستم!". بعد زدم كانال چهار. يك برنامه‌ي مستند انگليسي بود درباره‌ي فهميدن راز اسكلت‌هاي چند انسان كه در درياچه‌اي در هند پيدا شده بودند. هيچ‌جاي فيلم زيرنويس انگليسي نداشت. اما وقتي يكي از اين هندي‌ها شروع مي‌كرد به انگليسي حرف زدن، پايين تصوير هم زيرنويس حرف‌هاش رو به انگليسي مي‌نوشت!!! آدم توي شلنگ شنا كنه بهتر از اينه كه وقتي انگليسي صحبت مي‌كنه براش زيرنويس انگليسي بنويسند! اين هندي‌ها خيلي وحشتناك انگليسي صحبت مي‌كنند. مثلا به كلمه‌ي "actually" مي‌گن "اَكتولي".

››› من هر هفته يك BBC Science & Nature Newsletter با اي-ميل دريافت مي‌كنم. هميشه يك جمله‌ي علمي جالب اول اين نامه‌ها مي‌نويسه. چيزي كه هفته‌ي پيش نوشته بود خيلي جالب بود:

Your lungs usually function at about 5% of their maximum capacity for oxygen absorption.

اگر مي‌گفت انسان فقط از دو درصد ذهن خودش استفاده مي‌كنه مي‌شد اون رو به حساب تنبلي ما آدم‌ها گذاشت. ولي هر‌چي فكر مي‌كنم نمي‌فهمم چرا بايد نود و پنج درصد شش‌هاي ما بدون استفاده بمونه؟!!

+ تو تنها كسي نيستي كه تنها هستي
ما هم تنها هستيم

› "يك روز، بي‌گمان
آوازهاي شاد رهايي
از اين قفس
پرواز كرد خواهد،
تا اوج آسمان
پيروز، سربلند
دلبستگان دانه ندانم در آن زمان
پرواز را چگونه
به خاطر مي‌آورند!"

فريدون مشيري-آوازهاي شاد

مطلب ویژه

فالون دافا

«فالون دافا»، به «فالون گونگ» نیز معروف است. روشی معنوی است که بخشی از زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان شده است. ریشه در مدرسه بودا دارد. ا...

counter.dev

ناآرام

ناآرام

خوراک

آمار

نوشته‌های بیش‌تر دیده شده

گذشتگان

پیوندها

جستجوی این وبلاگ

Powered By Blogger

Google Reader

Add to Google
با پشتیبانی Blogger.