خسی در میقات
من یه بار میخواستم چند تا گل خشک کنم، همهی گلها خشک شدند به جز یکی که وقتی از لای کتاب درش آوردم همچنان تازه و با طراوت مونده بود و حتا بوش هم بیشتر شده بود. به نظر میرسید این گل در زمان حیات نماز شباش ترک نمیشده. برای همین جنازهاش از بین نرفته و تا همیشه خوشبو مونده بود. برای اینکه نظریهام رو امتحان کنم گل رو داخل فر گذاشتم و تا دمای ۱۸۰۰۰ درجهی فارنهایت حرارت دادم. وقتی از فر درش آوردم گل خاکستر شده بود. اونجا بود که فهمیدم هر آزمایشی جایی و هر نکته مکانی داره. یه گل هر چهقدر هم مومن باشه بیشتر از ۱۰۰۰۰ درجهی فارنهایت رو نمیتونه تحمل کنه آخه رحم و مروت هم خوب چیزیه.
پایانِ دوم:
وقتی بعد از یک ساعت برگشتم و درِ فر رو باز کردن صحنهای که میدیدم باور کردنی نبود. فر تبدیل به گلستان شده بود و از بویی که با باز کردنِ درِ فر به مشامام رسید برای لحظاتی از هوش رفتم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
تازگیها بازدید این وبلاگ خیلی زیاد شده و من فکر میکنم به خاطر افزایش بیش از اندازهی تعداد روباتهایی باشه که برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی در حال گشتزنی و پرسه در فضای اینترنتاند. برای اینکه درستی نظریهی خودم رو بررسی کنیم خواهشی از شما داشتم. اگر آدم هستید برای این پست نظر بگذارید؛ وگرنه به پرسهزنی خود ادامه دهید. از توجه شما سپاسگزارم!