تعداد دقیق
هر کس بگه امام زمان توسط یک زن کشته میشه دروغ گفته. فقط خدا از تعداد دقیق زنهایی که امام زمان رو میکشند خبر داره.
the sad story of finding my lost curiosities over the years
هر کس بگه امام زمان توسط یک زن کشته میشه دروغ گفته. فقط خدا از تعداد دقیق زنهایی که امام زمان رو میکشند خبر داره.
در آزمون خشم، هر کسی فکر کند تسلط بیشتری بر نفس دارد و بعید است به این راحتیها خشمگین شود آوارِ خشم سهمگینتر و هراسانگیزتر بر سرش خواهد آمد. له شدنِ زیر این آوار معمولن به انتقام میانجامد و فرار از آن و گذر از این آزمون، تازه اول راه است...
پ.ن. از وقتی بابابزرگام این دنیا رو ترک کرده تا حالا چند بار خواباش را دیدهام و باهاش حرف زدهام و همیشه در خواب دانستهام که او مُرده است. اما دیشب خواب عجیبی دیدم. بابابزرگ را که دیدم بهتزده شدم. با خودم گفتم: «همه فکر میکنند شما مُردهاید...». حرفی بینمان رد و بدل نشد، و او از دفعههای پیش جوانتر شده بود.
میخوام یه سایتی راه بندازم به نام قبرستون. هر کس توی این سایت ثبتنام کنه در واقع برای خودش یه سنگ قبر پیشخرید کرده. دارندهی این سنگ قبر موظفه دستِکم هفتهای یک بار در سایت اعلام حضور کنه. وگرنه آگهیِ فوتاش در صفحهی آخرین سرکشندگانِ ریقِ رحمت درج خواهد شد و انا لله و انا الیه راجعونشون در سایت ثبت میشه. صاحبِ سنگ قبر میتونه قبل از فوتاش توی سایت روی وصیتنامهاش کار کنه و یه دستی روی سر و روش بکشه تا بعد از مرگاش وصیتنامه هم منتشر بشه. کسانی که مایل باشند میتونند با پرداختِ تنها هشت ریال و ۹۹ صدمِ ریال در ماه، وقتهایی که بهمدت یک هفته به سایت سر نمیزنند از انتشار وصیتنامه و خبرِ مرگشون تا دو هفته جلوگیری کنند. اگر کسی خبرِ مرگاش منتشر بشه و بعدن معلوم بشه که زنده است میتونه با پرداخت مبلغ ۸۰۰ ریال و ۹۹ صدمِ ریال آگهی فوتاش رو از صفحهی مُردهها حذف کنه. افرادی که از بنیهی مالیِ خوبی برخوردار باشند میتونند با پرداختِ مبلغِ ۱۰۰ هزار ریال و ۹۹ ریال دو وصیتنامه برای خودشون تنظیم کنند. وصیتنامهای جعلی و وصیتنامهای واقعی. وصیتنامهی جعلی در اولین هفتهی بیخبری منتشر میشه. اگر به هر دلیل مشخص شد که خبر مرگ واقعیت نداشته وصیتِ جعلی از روی سایت برداشته میشه و کسانی هم که در این مدت وصیت را دیدهاند از وصیتِ اصلی بیخبر میمونند و باید باز هم تا فرا رسیدنِ خبرِ مرگِ واقعی منتظر بمونند. افرادی که فراموش کنند وصیتنامهی جعلی برای خودشون تنظیم کنند میتونند با پرداخت تنها ۹۹۹ هزار ریال و ۹۹ ریال در ماه، اگر وصیتنامهی اصلیشون منتشر شد از تارنمای قبرستان خواهش کنند که این وصیتنامه بهعنوان وصیتنامهی جعلی از روی سایت برداشته بشه (تارنمای قبرستان با ارسال خبرنامهای به دنبالکنندگان متوفا، پرده از جعلی بودنِ وصیتنامهی منتشر شده بر میداره).
حضرت مولانا میفرمایند:
ما نبودیم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفتهی ما میشنود
و در جایی دیگر میفرمایند:
جست و جویی در دلم انداختی
تا ز جست و جو روم در جوی تو
اینها یعنی اگر دعایی برآورده بشه، دعا کننده و دعا و برآورندهی دعا همه یکی هستند
اگر الان که مادر شهید مدافع حرم از لیلا حاتمی شکایت کرده یکی از بازیگرها هم از مادر شهید مدافع حرم شکایت کنه اینجوری میشه:
شکایت لیلی رشیدی از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت از لیلا حاتمی.
بعدش اگر مادر شهید مدافع حرم از لیلی رشیدی شکایت کنه خواهیم داشت:
شکایت مادر شهید مدافع حرم از لیلی رشیدی به خاطر شکایت لیلی رشیدی از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت از لیلا حاتمی.
و بعد اگر جمشید هاشمپور سر این قضیه از مادر شهید مدافع حرم شکایت کنه خواهد داد:
شکایت جمشید هاشمپور از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت مادر شهید مدافع حرم از لیلی رشیدی به خاطر شکایت لیلی رشیدی از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت از لیلا حاتمی.
و در ادامه:
شکایت مادر شهید مدافع حرم از جمشید هاشمپور به خاطر شکایت جمشید هاشمپور از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت مادر شهید مدافع حرم از لیلی رشیدی به خاطر شکایت لیلی رشیدی از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت از لیلا حاتمی.
و بعد:
شکایت کامبیز دیرباز از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت مادر شهید مدافع حرم از جمشید هاشمپور به خاطر شکایت جمشید هاشمپور از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت مادر شهید مدافع حرم از لیلی رشیدی به خاطر شکایت لیلی رشیدی از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت از لیلا حاتمی.
و ناگهان:
شکایت فردوس کاویانی از کامبیز دیرباز بهخاطر شکایت کامبیز دیرباز از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت مادر شهید مدافع حرم از جمشید هاشمپور به خاطر شکایت جمشید هاشمپور از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت مادر شهید مدافع حرم از لیلی رشیدی به خاطر شکایت لیلی رشیدی از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت از لیلا حاتمی.
و حالا لیلا حاتمی میتونه از فردوس کاویانی به خاطر اینکه قواعد بازی رو رعایت نکرده شکایت کنه:
شکایت لیلا حاتمی از فردوس کاویانی به خاطر شکایت فردوس کاویانی از کامبیز دیرباز بهخاطر شکایت کامبیز دیرباز از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت مادر شهید مدافع حرم از جمشید هاشمپور به خاطر شکایت جمشید هاشمپور از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت مادر شهید مدافع حرم از لیلی رشیدی به خاطر شکایت لیلی رشیدی از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت از لیلا حاتمی.
و اینجاست که مادر شهید مدافع حرم میتونه در طرفداری از فردوس کاویانی از لیلا حاتمی شکایت کنه:
شکایت مادر شهید مدافع حرم از لیلا حاتمی بهخاطر شکایت لیلا حاتمی از فردوس کاویانی به خاطر شکایت فردوس کاویانی از کامبیز دیرباز بهخاطر شکایت کامبیز دیرباز از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت مادر شهید مدافع حرم از جمشید هاشمپور به خاطر شکایت جمشید هاشمپور از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت مادر شهید مدافع حرم از لیلی رشیدی به خاطر شکایت لیلی رشیدی از مادر شهید مدافع حرم به خاطر شکایت از لیلا حاتمی.
یکی دیگه از فرقهای انسان و حیوان اینه که انسان در نتیجهی علاقهاش به بقا، تونسته متوسط طول عمرش رو در مدت کوتاهی از ۴۰-۵۰ سال به ۷۰-۸۰ سال برسونه. اما حیوانات در نتیجهی علاقهای که به بقا دارند تا حالا احتمالن نتوانستهاند در مدتی کوتاه متوسط طول عمرشون رو افزایش بدن. دقت کنید که این تفاوتها الزامن مزیت محسوب نمیشن. فقط تفاوت هستند.
من یه بار به یه نفر گفتم بیا بریم کویر لوت رو بهت نشون بدم. خیلی قشنگه. همهجاش جنگله. خیلی وقتها هوا ابریه و بارون میآد. یه دریا هم داره که میتونی لبِ ساحلاش بشینی و آفتاب بگیری. با خوشحالی به راه افتادیم و سه روز در راه بودیم تا به کویر لوت رسیدیم. وقتی رسیدیم نه از دریا خبری بود، نه از ابر، نه جنگل و نه بارون.
خلاصه. بعد از چند سال رفیقِ ما تصمیم گرفت مهاجرت کنه و بره گیلان. وقتی به گیلان رسید برام نامه نوشت. توی نامه برام نوشت «من کویر لوتِ واقعی رو اینجا دیدم. اینجا دریا داره. جنگل داره. خیلی وقتها بارون میآد و ساحلی داره که میشه لباش نشست و آفتاب گرفت. اونجایی که تو زندگی میکنی فقط اسماش کویره، کویرِ لوت واقعی رو باید بیای اینجا ببینی»
چگونه بی آنکه ببینمات چنین آتش بر دل انداختهای؟ میخواهم «در آن نفس که بمیرم، در آرزوی تو باشم، به آن امید دهم جان، که خاک کوی تو باشم»، اما ریختنِ خونِ این جانِ متعفن کجا شایستهی شما؟ ما به خیال بر آن بودیم شمعی روشن کنیم تا وقتی که آن را به خورشید هدیه میدهیم بگوییم «آن کودک با سرانگشتان سوخته، که چه شبها با یکی سنگ چخماق سر کرده است، آن کودک من بودهام!»، اما حالا جز شمعی شکسته در دست، جز سری چنین افکنده، چه میتوان به پیش آورد؟
در واقع سوال اصلی این است که آیا منافع شخصی مهمتر است یا منافع اجتماعی؟ یعنی من باید کاری را انجام دهم که فکر میکنم در نهایت به نفع خودم است، یا کاری را انجام دهم که در نهایت به نفع بیشترین تعداد آدمها در جامعه باشد؟ و سوال دوم این است که آیا اگر من کاری را انجام بدهم که به نفع خودم باشد بیشتر به من نفع میرسد، یا اگر کاری را انجام دهم که به نفع جامعه است؟ آیا ممکن است کاری که به نفع جامعه است در نهایت به نفع من باشد؟ این سوالها با این فرض مطرح میشود که قبول کنیم هیچ کاری به خودیِ خود درست یا غلط نیست.
» چند روز پیش توی یه مغازهای یه تابلوی جمع و جور و قشنگ دیدم و ازش خیلی خوشام اومد. یه خورده که خوب فکر کردم یادم افتاد اون تابلو الان توی خونهمون به دیواره! این اتفاق به من یادآوری کرد که چه زود به همه چیز عادت میکنیم و یادمون میره خیلی از چیزهایی که الان داریم یه زمانی آرزو بودهاند برامون.
» من امروز فهمیدم که سرود ملی کرهی جنوبی خیلی شبیه به سرود ملی ایرانه. در این حد که «سر زد از افق» رو میشه روش خوند! الان که عصرِ ارتباطاته همه چیزمون رو کپی میکنیم دیگه قدیمها که اینترنت نبوده که حتمن کپیبرداری جزو اصولِ اولیهی خلاقیت بوده.
«فالون دافا»، به «فالون گونگ» نیز معروف است. روشی معنوی است که بخشی از زندگی میلیونها نفر در سراسر جهان شده است. ریشه در مدرسه بودا دارد. ا...