آیا دنیای پیرامون یک خیال است؟
توی توییتر یه برچسبی وجود داره بهنامِ «پس از مرگِ من». چند روز پیش یک نویسنده در این مورد نوشته بود:
این نویسنده نظریهای رُ مطرح میکنه که بر اساسِ اون، همهی این زندگی و دنیا خیال و ساختهی ذهنه منه، و پس از مرگِ من این دنیا هم از بین میره.
خب من هم قبلن به این موضوع فکر کرده بودم و با یک استدلال تونسته بودم به خودم ثابت کنم که دنیای پیرامون، ساختهی ذهنِ من نیست. حالا اون استدلال رُ برای شما هم مطرح میکنم. البته دقیقن یادم نیست استدلالام چی بود، ولی چیزی بود شیبه به این:
من میتونم با ذهنام هر چیزی رُ تصور کنم. مثلن میتونم تصور کنم که توی یه قصر زندگی میکنم. (یا میتونم تصور کنم که یه سایتی وجود داره بهنامِ توییتر. یا میتونم تصور کنم که دیروز یه نفر مُرد.) یا میتونم تصور کنم که یک گُل جلوی صورتمه و دارم بوش میکنم. پس یکی از تواناییهای ذهن اینه که روی چیزهایی که میسازه کنترل داره، و میتونه هرجوری که بخواد ساختههای خودش رُ تغییر بده. من میتونم با ذهنِ خودم دستام رُ هم حرکت بدم. دستام رُ میآرم جلوی صورتام و انگشتهام رُ باز میکنم، و با اختیارِ خودم میبندمشون. پس ممکنه دستِ من هم ساختهی ذهنام و یک خیال باشه. اما صندلیای که کمی اون طرفتره چی؟ آیا میتونم با ذهنام حرکتاش بدم و جابهجاش کنم؟ نه. اما دستِ من میتونه رویِ اون صندلی اثر بگذاره و حرکتاش بده. پس دستِ من و صندلی از یک جنس نیستند. دستِ من و ذهنِ من یکی هستند، اما صندلی با ذهنِ من یکی نیست. پس احتمالن ساختهی ذهنِ من هم نیست و بدونِ من هم میتونه وجود داشته باشه.
در ویژهنامهی نوروزی روزنامهی همشهری مطلبی چاپ شده با عنوانِ «۲ میلیون فریم» که به دلیلِ اهمیتِ موضوع این مطلب رُ اینجا برای شما بازنشر میکنم. این متن با ادبیاتِ چهارم دبستان نوشته شده، اما مهمه؛ با دقت بخونیدش:
میگن هیچ عملی بدونِ عکسالعمل نمیمونه. مثلن فرض کنید شما توی یه شرکتی کار میکنید و بابتِ این کار کردن حقوق میگیرید. و فرض کنیم شما بینِ کارهاتون بعضی وقتها کارهای شخصی هم انجام میدید. در اینصورت آخرِ ماه پنجاه هزار تومن از حقوقی که میگیرید حرومه چون بهخاطرِ اون پنجاه تومن هیچ کاری انجام ندادهاید. پنجاه هزار تومن پولِ حروم واردِ زندگیِ شما میشه و شما باید منتظرِ عکسالعملِ این پول باشید. مثلن باید منتظر باشید که مریض بشید و پنجاه تومن خرجِ دوا درمون بدید. اما اگر کاری که شما انجام دادهاید خودش عکسالعمل بوده باشه چی؟ باز هم باید منتظرِ عکسالعمل باشید؟ فرض کنید کارفرمای شما ششصد هزار تومن به شما باید میداده ولی نداده. شما هم بهعنوان عکسالعمل با خودتون فکر کردهاید که: «پس من هم ماهی پنجاه هزار تومن کمکاری میکنم تا این ششصد هزار تومن جبران بشه و کارفرما حالیاش بشه با کی طرفه!»
یه جملهای هست که میگه:
یکی از دلایلِ اینکه الان دیگه نمیشه پیامبری فرستاد یا ادعای پیامبری کرد اینه که مردم دیگه بهخاطر فنآوریهای موجود چیزی رُ راحت باور نمیکنند. فرض کنید همین الان پیامبری بیاد که معجزهاش از وسط نصف کردنِ ماه باشه و همین امشب این کار رُ انجام بده و عدهی زیادی هم وقتی این کار رُ انجام میده در کنارِ پیامبر حاضر باشند و فیلمِ این رویداد هم بهسرعت در اینترنت پخش بشه. خب متاسفانه این معجزه هیچ تاثیری روی کسی نمیگذاره چون خیلی راحت میشه بهش شک کرد. کسانی که فیلم رُ میبینند خیلی راحت میتونن ادعا کنند که فیلم ساختگیه. کسانی هم که در محل حاضر هستند ممکنه ایمان بیارن، اما تعدادشون از چند هزار نفر بیشتر نمیشه و اگر هم به این رویداد گواه باشند کسی گواهیِ اونها رُ باور نمیکنه. امروز هیچ معجزهای نمیتونه بیشتر از رد شدنِ دیوید کاپرفیلد از دیوارِ چین یا نصف شدناش با اره برقی باورپذیر باشه.
