** زبان امروز **
تا حالا موشك پاتريوت شنيدهايد؟
patriot يعني وطنپرست و تقريبن peItriEt خونده ميشه
compatriot هم يعني هموطن
the sad story of finding my lost curiosities over the years
تا حالا موشك پاتريوت شنيدهايد؟
patriot يعني وطنپرست و تقريبن peItriEt خونده ميشه
compatriot هم يعني هموطن
شايد شما هم تا به حال از زبان خارجيهايي كه به ايران آمدهاند شنيده باشيد كه ايرانيها آدمهاي مهماننوازي هستند. اما آيا واقعن رفتاري كه ما با يك اروپايي داريم با يك افغاني هم داريم؟ معلوم است كه نداريم. چرا؟ چون افغانيها را با موجودات فضايي اشتباه نگرفتهايم. حالا كه صحبت از افغانيها شد بد نيست خدمتتان عرض كنم كه افغانيها سه دسته هستند: دري و پشتو و ازبك. دستهي سوم همانهايي هستند كه چشمهاي بادامي دارند و در تهران هم خيلي ديده ميشوند و خيلي با آنها مهماننواز هستيم. اما دريها و پشتوها كاملن شبيه پارسها هستند و به هيچ وجه نميتوان از روي قيافه آنها را شناخت. (به عنوان مثال چهرهي رييس جمهور افغانستان حامد كرزاي را در نظر بگيريد كه كاملن شبيه ايرانيهاست) اين دو دسته بيشتر به شهرهاي مركزي و جنوبي ايران مثل اصفهان و يزد و كرمان مهاجرت كردهاند. فراموش نكنيم كه افغانها هموطن ما هستند و مدت چندان زيادي از بهوجود آمدن كشوري به نام افغانستان نميگذرد. خلاصهي كلام اين كه من خودم هم اصالتن يك هموطن افغاني هستم و به اين موضوع افتخار ميكنم.
بچهها فردا امتحان دارند. بايد بالاي سرشان باشم. دست خودم نيست؛ تا صبح بيدار ميمانم. چراغ نفتي گوشهي اتاق به پتپت افتاده. وقتي نميخوابم خيالم راحتتر است. مواظب كه هستم، سرما نميخورند. مسعود راحت خوابيده و لبخند ميزند. بيگمان خوابهاي خوب ميبيند.
از يك نفر خيلي بدم مياومد. با پسرم رفتيم حالش رو بگيريم. به مهدي گفتم تو دستهاش رو از پشت بگير، من هم اول پاهاش رو باز ميكنم و بعد ميزنمش زمين. وقتي رسيديم ديدم طرف يه چيزي دستشه اين هوا. گفتم مهدي تو عقب واستا. به يارو گفتم خب تو چرا ايجور كردي؟! اين رو كه گفتم ديگه حال خودم رو نفهميدم. ياد امامزاده زينعلي و عينعلي افتادم. تمام كساني كه اونجا دفن بودند آخر فاميليشون پونكي بود. رمضاني پونكي. قشقايي پونكي، ميرابي پونكي. حالا ديگه خيلي وقته كسي رو اونجا دفن نميكنند.
حالا ببينيم بيماري آسم چهطوري نبشته و خونده بيشه:
asthma
اينجوري خونده بيشه: (ازما)ست كه بر ماست (AZMAA)
راستي
چند روز پيش يك ويدئوي 30 دقيقهاي ميديدم كه يك آمريكايي به نام Bob روش صحبت ميكرد. يك جاي فيلم اين آقا از عبارت potential cheater استفاده كرد. در حالي كه من قبلن همينجا گفته بودم كه به جاي cheater بايد بگيد cheat. نتيجه ميگيريم كه چيزهايي كه من توي زبان امروز ميگم زياد مهم نيستند. مهم اينه كه موقع حرف زدن منظورتون رسونده بشه. اگر غلط حرف بزنيد كسي ازتون نمره كم نميكنه.
فكر ميكنيد متن زير رو از كجا پيدا كردم؟ بايبل؟ تلمود؟
شايد همهي ما بارها شنيده باشيم كه علي اصغر در زمان واقعهي كربلا كودكي شيرخوار بود. اما امروز با مطلب جديدي مواجه شدم:
"در واقعهي خونين كربلا پنج تن از نزديكان حضرت حسينبنعلي از قتلعام نجات يافتند و آنان: حضرت عليبنالحسين زينالعابدين، برادرش عمر، دو خواهرش امكلثوم و سكينه و عمهي او حضرت زينب بودند. گويند كه سن علي اصغر در آن هنگام بالغ بر بيست و سه سال بود و حضرت زينالعابدين به سبب بيماري و بستري بودن در جنگ شركت نكردند و از كشته شدن نجات يافتند"
[تاريخ شيعه و فرقههاي اسلام-دكتر محمد جواد مشكور-انتشارات اشراقي-ص36]
يكي از مشتقات فعل receive كلمهي receipt به معني همان چيزي است كه در فارسي به آن رسيد خريد ميگوييم. حرف p در اين كلمه تلفظ نميشود و اين كلمه به صورت "ريسيت" خوانده ميشود.
«فالون دافا»، به «فالون گونگ» نیز معروف است. روشی معنوی است که بخشی از زندگی میلیونها نفر در سراسر جهان شده است. ریشه در مدرسه بودا دارد. ا...