خوابِ جنگ
من خوابِ جنگ زیاد میبینم. از بچگی همیشه دیدهام که هواپیماهای آمریکایی در آسمان ظاهر میشن و همه جا رو آتش فرا میگیره. همیشه دیده و زیاد دیدهام. احتمالن یک دلیلاش اینه که کودکیِ من همراه با جنگ و بمبارون بوده. اما در یک ماهِ گذشته دو باری که خوابِ جنگ دیدم از دفعههای پیش بدتر بود. خیلی خوابم طولانی بود. تموم نمیشد. داستان داشت. سربازهای آمریکایی در شهر بودند و همه جا رو وحشت فرا گرفته بود. من توی این خواب بدترین و خستهکنندهترین احساساتی که ممکنه بهم دست بده رو تجربه کردم و صبح که از خواب پا شدم نای تکون خوردن نداشتم.
دیشب هم همین خواب رو دیدم، اما کوتاهتر بود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
تازگیها بازدید این وبلاگ خیلی زیاد شده و من فکر میکنم به خاطر افزایش بیش از اندازهی تعداد روباتهایی باشه که برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی در حال گشتزنی و پرسه در فضای اینترنتاند. برای اینکه درستی نظریهی خودم رو بررسی کنیم خواهشی از شما داشتم. اگر آدم هستید برای این پست نظر بگذارید؛ وگرنه به پرسهزنی خود ادامه دهید. از توجه شما سپاسگزارم!