اشتباه و معذرت خواهی
امروز توی یک فروشگاه در حال خرید مایحتاج اولیهی زندگی بودم که متوجه شدم یکی از مشتریها حالتی غیرعادی داره. یکی از دستها از قسمت مچ قطع شده بود و هر دو پا هم از ساق قطع شده بودند. اما کمی که بیشتر دقت کردم متوجه شدم که اشتباه از من بوده. دستِ اون مشتری توی جیبش بود و من اشتباهی فکر کرده بودم از مچ قطع شده. پاهاش هم مشکلی نداشت درست بود. این رو براتون تعریف کردم که هم یک تلنگری به خودم زده باشم و هم به شما یادآوری کرده باشم که در قضاوتهای روزمرهمون بیشتر احتیاط کنیم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
تازگیها بازدید این وبلاگ خیلی زیاد شده و من فکر میکنم به خاطر افزایش بیش از اندازهی تعداد روباتهایی باشه که برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی در حال گشتزنی و پرسه در فضای اینترنتاند. برای اینکه درستی نظریهی خودم رو بررسی کنیم خواهشی از شما داشتم. اگر آدم هستید برای این پست نظر بگذارید؛ وگرنه به پرسهزنی خود ادامه دهید. از توجه شما سپاسگزارم!