سگ، گوسفند و چند حیوانِ دیگر
شاید یکی از فرقهای انسان و حیوان این باشه که انسان میدونه کجا نباید فرار کنه، ولی حیوان نمیدونه. مثلن آدم میدونه نباید از سگ فرار کنه. سگ هم به آدمی که فرار نمیکنه حمله نمیکنه. ولی آهو نمیدونه که نباید از دست ببر فرار کنه. شاید اگر مثل انسان میایستاد و تو چشمهای ببر نگاه میکرد، ببر هم مثل سگ میترسید و دنبال آهو نمیدوید.
یکی دیگه از فرقهای انسان و حیوان هم که تازگیها متوجه شدهام اینه که بعضی از آدمها برای کارهایی که میکنند دلیل دارند. گوسفندها وقتی به یه جوب میرسند، همهشون پشتِ جوب میایستند و جلوتر نمیرن. ولی به محض اینکه اولین گوسفند میپره و رد میشه، بقیه هم پشت سرش از روی جوب میپرند و رد میشن. اما انسانها اینجوری نیستند. فرض کنید ده تا آدم پشت چراغ ِ قرمز ِ عابر پیاده ایستادهاند. وقتی یکی از عابرین از چراغ قرمز رد میشه، عدهی زیادی پشتِ سرِ اون آدم از چراغ قرمز رد میشن، اما همیشه دو سه نفر اون ته باقی میمونند و بدون ِ اینکه از بقیه پیروی کنند تا سبز شدنِ چراغ منتظر میمونند. وجودِ همین دو سه نفرهاست که نشون میده انسان موجودی برتر از گوسفند آفریده شده.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
تازگیها بازدید این وبلاگ خیلی زیاد شده و من فکر میکنم به خاطر افزایش بیش از اندازهی تعداد روباتهایی باشه که برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی در حال گشتزنی و پرسه در فضای اینترنتاند. برای اینکه درستی نظریهی خودم رو بررسی کنیم خواهشی از شما داشتم. اگر آدم هستید برای این پست نظر بگذارید؛ وگرنه به پرسهزنی خود ادامه دهید. از توجه شما سپاسگزارم!